جلسه ۸
3این مطلب نحوۀ سلوک سالک را میرساند: سالک وقتی که منغمر در شهوات و منغمر در دنیا و امور دنیه است، ابتدائاً و أولاً بلا اول نمیتواند یکمرتبه مسانخت با عالم ملکوت و جبروت و لاهوت و... پیدا بکند؛ بلکه روح و نفس او باید همینطور کمکم و تدریجاً از آن جهت جمود و توغل در شهوات خود که مثل حجاب بزرگی میماند که آن را روی خود انداخته است، متحول بشود و برگردد. به هر مقداری که متحول شود و نرم و آماده شود، به همانمقدار اثرات وجودی از او ساطع و آشکار میشود. آن اثرات وجودی همانی است که ما اسمش را عالم مثال، عالم برزخ، عالم ملکوت سفلیٰ، ملکوت علیا، جبروت و لاهوت میگذاریم. اینها اثرات وجودی است که کمکم این نفس دارد سنخیت پیدا میکند. بنابراین امکان اینکه نفس بدون طی این مراحل، دفعتاً از یک نقطه به نقطۀ کمال برگردد عقلاً محال است و شهوداً هم ممتنع است.
اختلاف سلاک در سرعت در سیر إلی اللَه
بله، چیزی که در اینجا هست این است که این سیر میتواند سرعت پیدا بکند:
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت *** [به غمـزه مسئـلهآموز صـد مدرّس شـد]1 یعنی بهواسطۀ سرعت، یکمرتبه شما میبینید که این مراحل برای یک شخص خیلی سریع طیّ میشود. البته این طیّ او بر حسب اهتمام و قصد او در این طیّ مراحل و بهواسطۀ نحوۀ شاکلۀ او، تفاوت پیدا میکند. منبابمثال یکی پنجاه سال زحمت میکشد تا اینکه مسائلی برای او منکشف بشود، ولی یک شخص را نگاه میکنید که در همان پنج شش ماه اول، همه را درمینوردد و آن مطالبی که برای آنها در عرض چهل پنجاه سال پیدا نشده است، برای او یکدفعه در عرض پنج شش ماه پیدا شده است. این بهخاطر نحوۀ شاکله او است و به خوب بودن یا بد بودن او کار ندارد.
نحوۀ شاکله نحوهای است که نفس شخص دارای خصوصیتی است که سریع این مسائل را طی میکند و سرعت سیرش زیاد است؛ همانطور که ما این مسائل را در همین استعدادهای ظاهری هم میبینیم. فرض کنید اگر شخصی که دارای یک مقدار از قوای استعداد و فکر و... است بخواهد مسئلهای را حل کند، یک شب تا صبح باید فکر کند تا این مسئله برایش حل بشود؛ ولیکن یک فرد وقتی به این نگاه میکند با یک تأمل کم، مطلب برایش حل میشود و مسئله روشن میشود. این مربوط به ذکاء و هوش و استعداد نفسانی او است. البته مسئلۀ حدس در اینجا مسئلۀ بسیار مهمّی است که این موارد را آن حدس تعیین میکند. در آنچه به ذهن میخورد آن حدس است که کارگشا و راهگشای حلّ معضله خواهد بود. این مسئلۀ حدس از نفس هر شخصی ناشی میشود، البته تا حدی که نفس او از نقطهنظر حدس قوی است و از آن باطن خودش در این مطلب مدد میگیرد. این مطلب در مورد سیر باطنی هم به همین کیفیّت است؛ بلکه هر دوی اینها از یک مبدا و یک سرچشمه ناشی میشود. این مطلب مربوط به تجرد ذاتی از جهت علّیت برای سلوک سالک به مراحل متفاوته و مختلفه و مترتّبۀ افعال و صفات و اسماء و بعد ذات بود که عرض شد. این مطلب به این کیفیّت قابل حل است.
- دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ١٦٧.

