جلسه ۷
4کیفیت تأثیر و تأثر ذات نسبت به اوصاف و بروزات خود
تلمیذ: پس ذات فقط جنبۀ علّی ندارد، بلکه معلول هم میشود.
استاد: بله، قبلاً هم عرض کردیم که خود ذات بهواسطۀ اوصاف و ملکاتی که پیدا میکند متلوّن و متغیّر میشود؛ میتواند به تجرد جوهری مجرد شود یا در جهت مادی بهسمت حیوانیت متوغل شود. اینطور نیست که ذات به صورت دستنخورده در جای خودش باقی میماند و هرچه در خارج است، بروزاتی غیر از آن است؛ بلکه همۀ آن بروزات، معلول ذات هستند. منبابمثال شما میبینید که یک ذات در بادئ امر بسیار روحانی و دارای بهاء و نور است، ولی ده سال دیگر میگذرد و این با آن ده سال پیش کلی تفاوت دارد و آنچنان متکدر شده است و آنچنان حالات ناگوار از او میبینید که گویا اصلاً خودش نیست! برعکس این هم هست؛ یعنی شخصی که دارای صفات و حالات سیّئه است، میبینید که یکمرتبه انقلابی در او پیدا میشود و وقتی او را بعد از پنج سال میبینید اصلاً میگویید: آیا این همانی است که اینکارها را میکرد و این چیزها را انجام میداد؟!
تلمیذ: این صفات چنانچه عوامل خارجی داشته باشند، طبیعی است که ذات را هم تغییر بدهند؛ اما وقتی ذات انسان یک شاکلۀ خاصی دارد و صفات هم زاییدۀ خود ذات است، پس هیچ صفتی نمیتواند با ذات منافات داشته باشد. مگر اینکه از عوامل خارجی و بیرونی هم یک سری تغییراتی در این صفات رخ بدهد که تشکل خاصی به آن صفات بدهد که قطعاً با ذات منافات پیدا میکند، لذا ذات را تغییر میدهد.
استاد: ذات دارای یک جنبۀ استعدادیت محض است که ما نمیتوانیم آن را از مسائل خارجی جدا بدانیم. شما یک بچه را تصور کنید؛ وقتی نگاه میکنید و میبینید که این بچه در محیط خیلی مناسبی رشد میکند، میبینید که دارای این روحیه میشود؛ اما فرض کنید اگر در محیط غیر مناسبی رشد کند، دارای آن روحیّه میشود.

