جلسه ۷
3معنای اراده
تلمیذ: شما فرمودید که ذات علت برای اراده است، پس دو نوع اراده داریم.
استاد: نه، اراده واحد است. یعنی خود اراده در اینجا وصف برای ذات است، نهاینکه وصف برای شهوت و امثالذلک باشد؛ منتها آن شهوات در جهت دادن اراده بهنحو مطلوبشان نقش دارند، یعنی آن شهوات و صفات نفسانی تأثیری در ذات میگذارند و بهواسطۀ تغییر ذات، اراده هم بر طبق آن ملائمات نفسانی تغییر پیدا میکند. یعنی اگر ما ذات را در مرحلۀ خاصی بدانیم و اراده را معلول ذات بدانیم، یک سری اوصاف دیگری هم وجود دارند که مستقیماً در اراده تأثیر نمیگذارند، بلکه این اوصاف در ذات تأثیر میگذارند و ذات هم در اراده تأثیر میگذارد. آنوقت این اراده با این اوصافی که در عرض آن وجود دارند موافق میشود. مثلاً یک ذات وقتی که ذات شهوانی است، ارادۀ به مسئلۀ روحانی در او پیدا نمیشود؛ یا وقتی که ذات روحانی است، میل به مسائل شهوانی در او پیدا نمیشود؛ یا وقتی که ذات تعقلی است، هیچوقت میل به مسائل احساسی و... در او پیدا نمیشود؛ یا وقتی که منغمر در مسائل ریاسات و مادیات و عالم دنیا است، توجه به مسائل عالم ملکوت و معنا در او پیدا نمیشود.
اراده صفت نفس است و صفات دیگری هم در عرض اراده، اوصاف نفس هستند؛ منتها آن اوصاف مستقیماً و بلا واسطه در اراده تأثیر نمیگذارند، بلکه اینها در ذات اثر میگذارند و ذات هم در اراده اثر میگذارد. یعنی علل مُعدّه برای اراده هستند و اراده و مشیت را بهنحو مطلوب خودشان سوق میدهند و با واسطه مؤثر در اراده هستند.
فرض کنید مولایی عبدی دارد و چند تا بچه هم دارد. هم قدرت و ارادۀ این عبد به دست مولا است و هم قدرت و ارادۀ آن بچهها به دست پدرشان است. اما وقتی این مولا میخواهد به این عبدش امر کند که اینکار را انجام بده، این بچهها میآیند و میل پدر را بهسمت خودشان برمیگردانند؛ یعنی این بچهها نمیتوانند در اراده تأثیر بگذارند و به عبد بگویند: برو اینکار را انجام بده! چون میگوید: من فقط از یک نفر اطاعت میکنم، شما بروید دنبال کارتان! اینها سراغ پدرشان که مولا است میروند و او را تحریک میکنند و میل پدر را بهسمت خودشان سوق میدهند. این معنای با واسطه و بلا واسطه است.

