جلسه ۷
9اینکه ما الآن این افعال را داریم جدا و متمایز از هم میبینیم، برای این است که صفات را متمایز میبینیم و تمایز صفات باعث تمایز افعال میشود. ما صفات را متمایز میبینیم، چون ذوات را متمایز میبینیم. تمایز ذوات باعث تمایز صفات است و تمایز صفات باعث تمایز افعال است.
بنابراین کسی که به توحید افعالی برسد و افعال را واقعاً واحد ببیند، ذوات را هم باید واقعاً واحد ببیند. نمیشود ذوات را مستقل ببیند ولی فعل، فعل واحد بشود! این میشود یک بام و دو هوا! این میشود کوسه و ریشپهن! اگر شما فعل را واحد میبینید، این فعل آیا مستند به صفت است یا نیست؟! فعل در عالم خارج استقلال ذاتی ندارد، بلکه جنبۀ رابطی دارد و وجود آن، وجود رابطی است؛ یعنی صرف جنبۀ ارتباط بین این فعل و بین علت خودش است. ما در جنبۀ رابطی و در وجود رابطی، بدون تصور مبدأ اصلاً نمیتوانیم آن وجود را تصور کنیم. یعنی شما بدون توجه به صفت و ارادهای که این فعل از آن صفت و اراده سر میزند، اصلاً نمیتوانید به این فعل نظر استقلالی بیندازید؛ پس ناچارید که به اراده هم توجه کنید. پس کسی که توحید افعالی میبیند، توحید اراده را هم میبیند که همۀ ارادهها واحد هستند؛ یعنی ارادهها گرچه در صورت متفاوت هستند، ولی در واقع و در معنا یکی هستند. همچنین امکان ندارد که کسی اراده را واحد ببیند و ذات را متفاوت ببیند؛ بلکه باید ذات و تعیّن را هم واحد ببیند. این اشکال بر مطالب عرفا از نقطهنظر برهانی و فلسفی آن است.
تلازم ادراک توحید افعالی و اسماء و صفاتی در مقام اثبات با فناء ذات در مقام ثبوت
تلمیذ: صحبت ما در عالم اثبات است، نه در عالم ثبوت. این مطلب در عالم ثبوت همینطور است و یکی است؛ اما در عالم اثبات، ممکن است که کسی هنوز به ذات نرسیده باشد و آن تعمق را نداشته باشد و فقط افعال را یکی ببیند.

