جلسه ۶
11[کلُّ مَن فی الوجودِ یطلُب صیدًا] *** إنّما الاختــلافُ فی الشَّـبکـاتِ1 اگر قرار بر این است که ما آنها را مسخره کنیم و بگوییم که این سلطنتها از آنِ شخص دیگری است، آنها هم ما را مسخره میکنند و میگویند که این علم و ریاست و مرجعیت هم از آنِ شخص دیگری است و شما بیخود بر سر و کلۀ همدیگر میزنید! واقعیت مسئله یکی است.
سفر اول: سلوک به مقام فناء فی اللَه
صحبت در این است: ما احتیاج به روشنایی داریم؛ ولی مقام هوهویت مقامی است که اصلاً هیچ تعیّنی و هیچ ظهور و بروزی و هیچ اسمی در آن مقام نیست، و مقامی است که باطنِ باطنِ باطنِ باطنِ همۀ اشیاء و حقیقت همۀ تعینات است. یعنی مقام هوهویت، مقامی جدای از بقیۀ مقامها و در کنار و در قبال بقیۀ مقامها و در مقابل و مضادّ با بقیۀ مقامها نیست؛ بلکه آن مقام عبارت است از وجود بسیط که بسیط الحقیقة کُلُّ الأشیاء است. اصلاً ظهوری در آن مقام نیست، پس دیگر چشمی هم در آن مقام نیست؛ یعنی در آنجا هم ظهور از بین رفته و هم بینایی از بین رفته است. آنجا مقام فنای محض است که در آنجا سالک اصلاً چشم ندارد تا چیزی را ببیند و چیزی نیست تا آن را ببیند. این مقام، مقام فناء است.
سالک قبل از اینکه بخواهد به سفر من الخلق إلی الحقّ برود، همه چیز بود ولی چشم نداشت؛ اما وقتی برمیگردد و از آن مقام بیرون میآید، همه چیز هست و چشم هم دارد. سفر سوم سفر من الحقّ إلی الخلق بالحقّ است. وقتی از این سفر برمیگردد، از حق برمیگردد و دوباره از مقام فناء تنازل پیدا میکند؛ یعنی دوباره سیر نزولی دارد، البته نه مثل سیر اول، بلکه به نحوۀ دیگری میآید و توأم با صعود است، یعنی او با حق، هر دو با هم و به موازات هم میآیند و در اینجا دیگر همهچیز هست.
- اللَه شناسی، ج ٢، ص ١٥:
«تمام کسانی که در عالم وجود موجودیّت دارند، دنبال صیدی میگردند. تنها تفاوت میان ایشان، *** در کیفیت دامهایی است که میگسترند و شبکاتی است که صیدشان را در آن گرفتار میکنند.»
- اللَه شناسی، ج ٢، ص ١٥:

