جلسه ۶
12یار بیپرده از در و دیوار *** در تجلی است یا اولیالأبصار1 دیگر خدا به او چشم داده است و دارد این یار بیپرده را تماشا میکند. او باقی بعد الفناء و عارف کامل میشود.
چون در مقام هوهویت، فنای محض است، آن را مقام عماء میگویند و به عالم ظلمات تشبیه کردهاند.2 در این عالم، هیچ چیزی مشخص نیست و انسان چیزی نمیبیند. عماء یعنی ندیدن، نفهمیدن، نشنیدن و ادراک نکردن. آنجا عالم هوهویت محض است که در آنجا شاعر فقط حقیقتِ آن وجود است.3
عماء در سفر اول (سفر من الخلق إلی الحقّ) حاصل میشود. البته نحوۀ فناء صفات و اسماء انسانی در اسماء کلّیه، و نحوۀ امحاءِ ذات در آن اسماء کلیه، و اختلافی که ممکن است در اینجا باشد، مسائلی است که إنشاءاللَه بعداً عرض میکنم.
وقتی شخصی در مقام فناء است دیگر کثرتی نیست و اصلاً ادراکی ندارد؛ مثلاً یکدفعه میافتد، یا اگر راه میرود اصلاً هیچ چیزی نمیفهمد! البته این قضیه نسبت به افراد تفاوت دارد و مربوط به خدا است و هر طور که خدا بخواهد میدهد؛ یکی را نگه میدارد و یکی را زود برمیگرداند. منبابمثال آقای حداد در این قضیه خیلی تردد داشتند؛ اما ما نسبت به آقا اصلاً چنین چیزی مشاهده نکردیم و نحوۀ این قضیه برای ایشان کیفیتی داشت که اصلاً برای کسی مشاهَد نبود. قطعاً چنین مسائلی برای ایشان بوده است؛ ولی بهخاطر اینکه ایشان جنبۀ ارشاد داشتند یا قضیه در باطن بوده است یا مثلاً خیلی سریع بوده است، بهنحوی بود که اصلاً مشاهَد کسی نبوده است.
تلازم اعتقاد به توحید حقۀ حقیقیه و اعتقاد به ولایت
تلمیذ: شعر «ما علی را به تاری دیدهایم!» به همان جنبۀ فناء ایشان اشاره میکند؟
استاد: نهخیر، منظور همان معارف و حقیقتِ ظهور ولایت در حضرت است و منظور این است که حضرت الآن در اینجا حق محض است و مظهریت برای حق محض دارد؛ ولی ما چون این معنا را ادراک نکردهایم بهدنبال ظلمت رفتهایم. ظلمت همان تمسک به مظاهر دیگر است؛ مظاهری که متوغل در شهوات و انّیات و... هستند. ما بهدنبال حقیقت محض و حقّ مطلق که در وجود حضرت است، نرفتیم؛ لذا به تاری دیدهایم، یعنی آن حقیقت مطلق و حقیقت محض و حقیقت ظهور حق در حضرت که حضرت را متبدل کرده است، برای ما انکشاف پیدا نکرده است، و اگر انکشاف پیدا میکرد دیگر بهدنبال اینها نمیرفتیم.
- دیوان هاتف اصفهانی، ترجیعبند، ص ٥١.
- رجوع شود به مفاتیح الإعجاز فی شرح گلشن راز، شمسالدین محمّد لاهیجی، ص ١١٣، ذیل شرح بیت:
سیاهی گر بدانی، نور ذات است ** به تاریکی درون، آب حیات است - جهت اطلاع بیشتر پیرامون مقام عماء، رجوع شود به مصباح الأنس، فناری، ص ٣٨٧.

