جلسه ۵
12حالا ملاّصدرا حق دارد که به همینمقداری که به او دادهاند مست شود؛ چون ایشان استاد نداشته و بالاتر نرفته است. کدامیک از فلاسفه را سراغ دارید که به همینمقدار مسائلی که ایشان مطرح کرده است رسیده باشد؟
یکی از رفقای ما، مرحوم آقای بیات،1 نقل میکرد:
ما در روزهای جمعه با مرحوم آقای انصاری و افراد دیگر، از همدان بیرون میرفتیم. روزی به جایی به نام درّه مرادبیگ رفتیم. آقای انصاری معمولاً زودتر از دیگران برمیگشتند و من هم تنها همراه ایشان میآمدم و رفقا با فاصلۀ پانصد متر تا یک کیلومتر بعد از ایشان میآمدند.
یک روز سر یک پیچ رسیدیم و همینکه خواستیم بپیچیم، یکدفعه ایستادیم و ایشان گفتند: «فلانی، ببینمت!»
ایشان نگاهی به من کردند و من دیدم اصلاً طور دیگری شدم و حالم حال عجیبی شد! سپس از مسائل توحیدی از من پرسیدند و من شروع کردم به گفتن اینکه مسئلۀ توحید اینطور است و آنطور است و....
سپس یکدفعه ایشان فرمودند: «چه میگویی جوان؟! ملاّصدرا در این مسئله اینطوری میگوید!»
من گفتم: ایشان اشتباه میکند و مسئله اینطور نیست!
فرمودند: «ملاّصدرا میگوید!»
گفتم: هر کسی میخواهد باشد، اشتباه میکند!
آقای انصاری هم هیچ چیزی نگفتند و رفتند. من هم یکدفعه متوجه شدم و حالم برگشت.
ایشان فرمودند: «یک مقدار بیشتر راجع به آن قضیه شرح بده!»
گفتم: چه قضیهای؟ کدام قضیه؟
ایشان فرمود: «همین مطلبی که الآن صحبت میکردی!»
گفتم: نمیدانم و چیزی یادم نمیآید!
ظاهراً صحبت در کیفیت نزول توحید در عالم تعینات و حقیقت علّیت و نحوۀ آن بود. البته دقیقاً در خاطرم نیست، چون این مطلب را خیلی وقت پیش برای من نقل کرده بود؛ ولی اینطور که ایشان میگفت و من الآن تطبیق میکنم، خیال میکنم اینطور بود.
لزوم بررسی صحت شهودهای ناقص و غیرتام با براهین عقلی
البته چون این شهودهای ملاّصدرا حقایقی است که بهصورت تام و کامل برای انسان نمیآید، لذا انسان میتواند اینها را با آنچه عقلش بهدست آورده است تطبیق بدهد؛ یعنی همانطوریکه روش صدرالمتألهین بر توجیه است، انسان هم میتواند این مطالب را با توجیهات عقلی و منطقی تأیید کند یا تطبیق بدهد؛ مثلاً در مسئلۀ تشکیک در وجود صدرالمتألهین میتوانیم بگوییم: هر تعیّنی در وجود که نحوهای از شدت و ضعفِ وجودی به خود گرفته است، عبارت است از مرحلۀ نزول واحدیت؛ یعنی وقتی احدیت نزول پیدا میکند، در اسم واحد نزول پیدا میکند. البته خود أحد فیحدّ نفسه مرتبه ندارد، بلکه آن مرتبۀ أعلیٰ است که دیگر مرتبهای بالاتر از آن نیست؛ یعنی بالاتر از آن مرتبهای به نام هوهویت وجود ندارد.
- مطلع انوار، ج ١، ص ٣٣٩، تعلیقه:
«ایشان [مرحوم حاج محمدحسن بیاتی] از اقدم تلامذۀ سلوکی مرحوم آیةاللَه حاج شیخ محمدجواد انصاری ـ رضوان اللَه علیه ـ بودند و در مراتب سیر و سلوک به درجاتی نائل گشته بودند، و مرحوم والد ـ قدّس اللَه سرّه ـ با ایشان به ایراد برخی از اسرار و رموز میپرداختند و از لحن گفتار و نوشتار نامههای ایشان به مرحوم بیاتی پیدا است که بسیاری از مطالبی را که با دیگران مطرح نمینمودند با ایشان درمیان میگذاشتند.»
- مطلع انوار، ج ١، ص ٣٣٩، تعلیقه:

