جلسه ۵
11لذا بعضیها در مورد حضرت موسی نسبت به آیۀ ﴿إِذۡ رَءَا نَارٗا فَقَالَ لِأَهۡلِهِ ٱمۡكُثُوٓاْ إِنِّيٓ ءَانَسۡتُ نَارٗا لَّعَلِّيٓ ءَاتِيكُم مِّنۡهَا بِقَبَسٍ أَوۡ أَجِدُ عَلَى ٱلنَّارِ هُدٗى﴾1 اینطور تأویل و تفسیر کردهاند که: منظور همان آتشی است که در دل حضرت موسی بهوجود آمده بود.2
«و قلب من بهخاطر کثرت ریاضات به یک التهاب قوی ملتهب شد، پس انوار ملکوت بر قلب من افاضه شد و سِتارها و حجابهای جبروت بر آن فرود آمد، و أضواءِ أحدیّت، لاحق و وارد بر آن شد، و الطاف الهیه آن را دربرگرفت.
پس بر اسراری مطلع شدم که تا الآن به آن نرسیده بودم، و رموزی برای من بهدست آمد که انکشافی مثل این از طریق برهان بهدست نیاورده بودم و هرچه قبلاً بهواسطۀ براهین متوجه شده بودم، به این قسم نبود؛ بلکه هرچه قبلاً از راه برهان به آن رسیده بودم، همراه با زوائدی بهصورت شهودی دیدم و معاینه کردم؛ زوائدی که عبارت بودند از اسرار الهیه و حقایق ربانیه و ودائع لاهوتیه و اسرار صمدانیه.»
این دلیل بر این است که برهان همیشه مؤید است؛ زیرا نمیگوید که دیدم آنها باطل است، بلکه میگوید: «آنها را با مسائل زائدی به شهود و عیان مشاهده و معاینه کردم!»
وسعت علم الهی و محدودیت ادراک بشر
البته ملاّصدرا بهاندازۀ خودش فهمیده بود و هنوز یک لیوان به ایشان داده بودند، ولی اینطور از خود بی خود شده بود و این مطالب را میگفت! چون در هر مرحلهای شهود وجود دارد، ابتدا شهود مثالی است و سپس مراتب دیگر شهود است، و معانی و تجلیات زیادی در مثال و حتی بالاتر از مثال برای مرحوم ملاّصدرا ظاهر شده بود؛ منتها به آن شدت نبوده است، بلکه مثلاً یکمیلیونیوم بوده است، اما خود همین مقدار هم خیلی زیاد است!
آیا خیال میکنید که این مسائل حدّ یقفی دارد؟ من به شما اینطور بگویم که اگر شخصی از ابتدای خلقت آسمانها و زمین تا قیامت را برای شما تعریف کند که چه مسائلی اتفاق میافتد، بهاندازۀ یک ریگ و حصاةِ موجود در یک وادی و صحرای وسیع، علم ندارد! جداً عرض میکنم! یعنی همانطوری که قبلاً عرض شد، هر عالَمی در عرض، نهایت ندارد؛ البته در طول نیز همینطور است.
- سوره طه (٢٠) آیه ١٠.
- مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج ٤، ص ٩٤؛ عرائس البیان، روزبهان بقلی، ج ١، ص ٢٨٧؛ مجموعة رسائل ابنعربی، کتاب الإسفار عن نتایج الأسفار، ص ٥٤.

