جلسه ۵
23بل ذلک نوع یقین هو ثمرةُ نور یُقذَف فی قلب المؤمن بسبب اتّصالِه بعالم القدس و الطهارة و خلوصِه بالمجاهدة عن الجهل والأخلاقِ الذمیمة وحبِّ الرئاسةِ و الإخلادِ إلی الأرض و الرکونِ إلیٰ زخارف الأجساد.
«بلکه این نوع از معرفت، براساس یقین و شهود است و نتیجۀ همان نوری است که در قلب مؤمن تابش پیدا میکند بهسبب اتصال او به عالم قدس و طهارت، و خلوص باطن و صفای قلب او از جهل و اخلاق مذموم و حبّ ریاست و فرو رفتن در زمین و توجه به ماده و رکون و اعتماد به زخارف عالم دنیا، بهواسطۀ ریاضات و مجاهدات.»
تأسف ملاّصدرا از تتبع آراء متفلسفه
و إنّی لأستغفر اللَه کثیرًا ممّا ضیّعت شَطرًا من عُمری فی تتبّع آراءِ المتفلسفة و المجادلین من أهل الکلام و تدقیقاتِهم و تعلُّم جُربُزتهم فی القول و تفنُّنهم فی البحث، حتّی تبیّن لی آخِرَ الأمر بنور الإیمان و تأیید اللَه المنّان أنّ قیاسَهم عقیمٌ و صراطَهم غیر مستقیم.
«و بهتحقیق من از خدای رئوف و آمرزنده بسیار استغفار میکنم برای اینکه قسمتی از عمرم را تضییع کردم بهواسطۀ تتبع در آراء و افکار متفلسفه (آنهایی که خیال میکنند اهل فلسفه هستند، ولی فیلسوف نیستند) و عدهای از اهل جدل از متکلمین (مثل اشاعره و معتزله)، و تتبع در دقتهای آنها (مانند فخر رازی)، و دیدن مقدار ظرفیت و جربزۀ آنها را در صحبتشان و تفنّن آنها در بحثشان.
تا اینکه در آخرالأمر، توفیق و هدایت الهی شامل حالم گردید و به نور ایمان و تأیید خدای منّان دریافتم که تمام قیاسات و نتایج آنها عقیم است و محصولی ندارد و مسیر و مکتب آنان (چون در صراط ائمه نرفتهاند) غیر مستقیم و منحرف است.»
همواره گرفتار نقلقول هستند: او اینطور میگوید، پس به این دلیل و به آن دلیل، بیخود میگوید! همواره فکر کند و مدام نقاش کند که او آنطور میگوید! تمام عمر این افراد در بحث و إنقلت و إنقلت صرف میشود و ثمرهای غیر از این برای آنها حاصل نمیشود و هیچ فایدهای ندارد.

