جلسه ۵
14و حیث کان من دأب الرحمة الإلهیّة و شریعة العنایة الربّانیّة أن لا یُهمِل أمرًا ضروریًّا یحتاج إلیه الأشخاص بحسب الإستعداد، و لا یبخُل بشیء نافع فی مصالح العباد، فاقتضت رحمته أن لا یختفی فی البطون و الاستتار1 هذه المعانی المُنکشفةُ لی من مُفیض عالم الأسرار، و لا یبقی فی الکتمان و الاحتجاب الأنوار الفائضة علیّ من نور الأنوار؛ فألهمنی اللَه الإفاضةَ ممّا شربنا جُرعةً للعِطاش الطالبین، و الإلاحة ممّا وجدنا لُمعةً لقلوب السالکین، لیَحییٰ من شَرِبَ منه جُرعةً و یتنوّر قلب من وجد منه لُعمة.
«از آنجایی که دأب و دَیدن رحمت الهیه و شریعت لطف و عنایت ربانیه این است که امور ضروریای را که اشخاص بهحسب استعداد به آن نیاز دارند مهمل نگذارد، بلکه در هر برههای آنها را افاضه کند تا مستعدین بتوانند استفاده کنند و نسبت به مسائلی که برای مصالح بندگانش مفید است بخل نورزد، رحمتش اقتضا نمود تا این معانی منکشفۀ برای من [از جانب افاضهکنندۀ عالم اسرار]، در پشت پردهها و بطنها مخفی نماند و آن انواری که بر من از جانب خداوندی که نور انوار است افاضه شده بود، در کتمان و احتجاب باقی نماند.
پس خداوند به من الهام نمود که از آنچه نوشیدیم جرعهای هم به طالبین تشنۀ حقیقت بدهیم، و از آن نوری که پیدا کردهایم به اندازۀ یک آب دهان بچّه آشکار کنیم، تا اینکه کسی که یک جرعه از آن را مینوشد زنده گردد و قلب کسی که پرتویی از آن نور را یابد روشن و نورانی گردد.»
ایشان میگوید: «علوم و مطالب فراوانی بر قلب من آمد، ولی من همۀ آنها را ننوشتم و فقط بهاندازۀ خیسی خیلی کم دور دهان بچه نوشتم!» ببینید مقام ثبوت چه خبر است که اثباتش اینقدر میباشد!
«لَمعَة» به معنای یک برقه و نور است و «لُعمة» به معنای مقدار آب دهان است، و ممکن است هر دو نسخه درست باشد. گفت:
برقـی از منـزل لیـلی بدرخشیـد سحـر *** وه که با خـرمن مجنون دلافکار چه کرد!2 - خ ل: الأستار.
- دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ١٤٠.

