جلسه ۴
9مردمِ آن زمان، بد و بیراه میگفتند، فحش میدادند، تکفیر میکردند و اصلاً اعتنا نمیکردند! زمام کار بهدست یک عده جاهل افتاده بود و مردم را بهدنبال خود میکشیدند (یعنی همین جریاناتی که در گذشته علیه عرفان و فلسفه بوده است)؛ لذا ما مجبور شدیم که مدتها در یک زاویه و در یک خُمول، کنج عزلت بگزینیم و به ریاضات و امثالذلک مشغول باشیم تا اینکه خداوند پردههای حجابهایش را برای ما کنار زد و دل ما را از انوار ملکوت روشن کرد.
بعداً ایشان نوشتن اسفار را شروع کردند. یعنی واقعاً صدرالمتألهین از دست مردم به زاویهای فرار کرد تا اصلاً کسی او را نبیند! چون:
[خون دلم از دیده روان است از آنک] *** از دل برود هر آنچه از دیده برفت1 وقتی که انسان در معرض نباشد، کسی هم به او کاری ندارد و به او توجه نمیکند، لذا او هم کار خودش را انجام میدهد.
شیوۀ گردآوری مطالب اسفار
ثمّ إنّی قد صرَفتُ قوّتی فی سالف الزمان منذُ أوّل الحَداثة والرَّیَعان فی الفلسفة الإلهیة بمقدار ما أُوتیتُ من المقدور، و بلَغ إلیه قِسطی من السعیِ المَوفورِ، و اقتفیتُ آثارَ الحکماءِ السابقین و الفضلاءِ اللاحقین مُقتبِسًا من نتائج خواطرِهم و أنظارهم، مُستفیدًا من أبکارِ ضمائرِهم و أسرارِهم. و حصّلتُ ما وجَدتُه فی کتب الیونانیین و الرؤساءِ المُعلِّمین، تحصیلًا یَختار اللُّبابَ من کلِّ بابٍ و یَجتازُ عن التطویل و الإطناب، مُجتنبًا فی ذلک طولَ الأملِ مع قَصْرِ العمل، مُعرِضًا من إسهابِ الجدلِ مع اقترابِ الساعةِ و الأجل، طلبًا للجاه الوهمیّ و تَشوُّقًا إلی الترؤُّسِ الخیالیّ، من غیر أن یَظفرَ من الحکمة بِطائلٍ أو یرجعَ البحثُ إلیٰ حاصل.
کما یُریٰ من أکثرِ أبناءِ الزمان من مُزاولی کتبِ العلمِ و العرفان، من حیث کونِهم مُنکَبّین أوّلًا بتمام الِجدّ علی مصنّفات العلماء، مُنصَبّین بکمال الجُهد إلیٰ مؤلَّفات الفضلاء، ثمّ عن قلیلٍ یشبَعون عن کلّ فنّ بسرعةٍ و یقنَعون عن کلّ دَنّ بجُرعةٍ، لعدم وجدانِهم فیها ما حداهم إلیها؛ شهواتُهم شهواتُ العِنّین و دواعیهم دواعی الجنین.
- دیوان معزی، امیر معزی، رباعیات، رباعی شمارۀ ٤٤.

