جلسه ۴
4مر مرا تقلیدشان بر باد داد *** که دو صد لعنت بر این تقلید باد1 البته منظور ما از تقلید مذموم، تقلید از پیغمبر و امام و ولیّ آگاه نیست؛ بلکه منظور ما تقلید از جهل و تقلید از باطل است و منظور ما این مطلب است که میگویند: «چون قبلاً اینطور بوده است، پس حالا هم همینطور باشد!»
حجیت اجماع اولیای الهی و عدم حجیت اجماع سایر فقها
این مسئله، مسئلۀ بسیار مهمّی است: انسان همیشه باید نفس آن قضیه و آن مسئله را مدّ نظر داشته باشد، نهاینکه چه کسی این حرف را میزند، یا اینکه بگوید: «دیگران اینطور کردند!» یا بگوید: «آقا شما دارید با اجماع مخالفت میکنید!» بله، اصلاً میخواهیم با اجماع مخالفت کنیم! ما در بسیاری از مبانی اصولی خودمان اصلاً با اصل اجماع مخالف هستیم!2 اجماع چیست؟! اجماع، افرادی مثل من و حسن و حسین و تقی هستند که جمع شدهاند و اجماع درست شده و مفهومی ساخته شده است که افراد از مخالفت با آن وحشت میکنند! اجماع چیست؟! اجماع، همین چیزی است که داریم میبینیم! سیصد تا رساله را نگاه کنید! ماشاءاللَه! این شده است اجماع! از کسانی مانند آقای حسن و آقای حسین و... اجماع درست میشود!
در آن زمان سابق هم همینطور بود؛ منتها خدا آن سابقیها را رحمت کند و خیرشان بدهد که خیلی تفاوت داشتند و ناخنشان به خیلیها میارزید! آیا امثال بحرالعلوم و علاّمه طباطبائی در یک قضیه اجماع داشتند؟! اگر امثال میرزا حسن شیرازی و سید بحرالعلوم و ابنفهد و سید بن طاووس در یک مسئله اجماع داشته باشند، انسان از اجماع اینها به مطالبی میرسد؛ گرچه سید بن طاووس ـ خدا رحمتش کند ـ علم خیلی زیادی نداشت و عرفان هم نداشت، فقط یک سالک عابد و زاهدی بود.
صحبت در این است که شما میخواهید با اجماع به «قول معصوم» برسید! آخر با قول ابنادریس و ابنزهره یا با فتوای صاحب حدائق که هر روز فتوایش عوض میشد، صبح یک فتوا داشت و شب یک فتوای دیگر، نمیشود به قول معصوم رسید! آیا با این اجماعات میتوان به قول معصوم رسید؟!
- مثنوی معنوی (آذر یزدی)، دفتر دوم، ص ٢٠٤.
- رجوع شود به اجماع از منظر نقد و نظر، رسالۀ اصولیه در عدم حجیت اجماع مطلقاً.

