جلسه ۴
13و در برههای از زمان، رأی خود را به جولان وا میداشتم و تیرهای فکر خودم را به هر جایی پرتاب میکردم و با خودم مشغول امر و نهی بودم و با سرّ خودم منازعه میکردم و او را نسبت به اهل طلب، منعطف و معطوف میکردم و متوجه مینمودم (یعنی با آنها کلنجار میرفتم و بحث میکردم تا از آنها توشهای برگیرم) تا به کسانی که نسبت به تحقیق حق، احساس نیاز دارند، استفاده برسانم و این صدفهای گرانقدر و درشت را برای آنها باز کنم تا به دُرهای پر بار برسند (یعنی بهدنبال افرادی میگشتم که بتوانند از این مطالب من استفاده کنند، تا هم خودم استفاده کنم و هم به آنها استفاده برسانم) و با آن چیزی که فکر را صفا میدهد، آن صدفها را از کدورت پاک کنم و جلا بدهم و باز کنم و بشکافم، و با آن آلتی که برای باز شدن حقیقت و طبیعت آن اشیاء است، مغز آن را از پوستش بیرون بیاورم و آن مغز را برای طالبین علم، در معرض استفاده قرار دهم.»
و أُصنِّفَ کتابًا جامعًا لشِتات ما وجدتُه فی کتب الأقدمین، مشتملًا علیٰ خلاصة أقوالِ المشّائین و نقاوةِ أذواقِ أهلِ الإشراقِ من الحکماء الرواقیّین، مع زوائدَ لم تُوجد فی کتبِ أهلِ الفنِّ من حکماءِ الأعصار، و فرائدَ لم یَجِد بها طبعُ أحدٍ من علماءِ الأدوار، و لم یسمَح بمثلِه دوراتُ السماوات و لم یُشاهَد شبهُه فی عالم الحرکات.
«میخواستم کتابی بنویسم که مطالب مختلف و پراکندهای که در کتابهای قدماء پیدا کرده بودم در آن جمعآوری نمایم و خلاصۀ اقوال مشائین و چکیده و خالص ذوقهای اهل اشراق از حکماء رواقیین را در آن بیاورم، و زوائد و مطالبی اضافه کنم که در کتب اهل فن و حکماء عصرهای مختلف پیدا نشده بود، و دُرها و نکات فرید و ثمینی بیاورم که طبع احدی از علمای دوران، آن را به عالَم علم، جود نکرده و نبخشیده است و دورات آسمان هم از اینها نبخشیده است و همانند آن در عالم حرکات و کونوفساد مشاهده نشده است.»

