جلسه ۴
2
بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
الحمدُ لِلّه ربِّ العالمینَ
و الصلاةُ علیٰ خیرة اللَه المُنتجبینَ محمّدٍ وَ آله الطّاهرینَ
و اللّعنةُ علیٰ أعدائهم أجمعینَ
گلایۀ ملاّصدرا از ابناء زمانه و از تقلید زدگی در حوزۀ علم و دین
در بحث امروز، مرحوم صدرالمتألهین از ابناء زمان خیلی گله دارد. بهطور کلی مسئلۀ عجیبی که از زمانهای سابق و بعداً در عصر پیغمبر اکرم وجود داشته و معمولٌبها بوده و إلیٰزماننا هذا هم کشیده شده است و در آینده هم به همین منوال خواهد بود این است: مردم همیشه دچار معضلۀ تقلید هستند و این مسئله واقعاً تأسفآور است که قضیۀ تقلید و قضیۀ اُنس انسان و نفس او با مطالب و مسائلی که از گذشته به میراث برده است، به چه نحوی است که نمیتواند خود را با مسائل جدید وفق بدهد. این یک معضله است؛ البته به نظر میرسد که این قضیه الآن مقداری تفاوت پیدا کرده است که إنشاءاللَه عرض خواهم کرد.
نهی شریعت اسلام از تقلید کورکورانه
این مسئلۀ تقلید از اول بوده است. اگر در آیات قرآن و در تاریخ نگاه کنید میبینید که هر پیغمبری آمده است هیچکس به او نمیگوید: «حرف تو چیست؟» بلکه میگویند: «پدران ما اینطور بودهاند!» آقا، اول ببینید چه میگوید، آنوقت با قانون عقل و فکر و منطق بسنجید؛ اگر خلاف بود کنار بگذارید و اگر خلاف نبود بپذیرید! چرا میگویید: «روش پدران ما اینطور بود، لذا حرف تو را قبول نمیکنیم!»
این میشود تقلید! در زمان نوح اینطور بوده است، در زمان لوط اینطور بوده است، در زمان شعیب اینطور بوده است، در زمان صالح اینطور بوده است و در هر زمان دیگری هم همینطور بوده است! کافران میگفتند:
﴿أَن نَّتۡرُكَ مَا يَعۡبُدُ ءَابَآؤُنَآ﴾؛1 «آیا آنچه پدرانمان میپرستیدند رها کنیم؟!»
خداوند میفرماید:
﴿أَوَلَوۡ كَانَ ءَابَآؤُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ شَيۡٔٗا وَلَا يَهۡتَدُونَ﴾.2
آیا درحالیکه پدران شما چیزی نمیفهمیدند، شما هم باید به آتش آنها بسوزید؟! آخر این چه حسابی است؟!
اینکه الآن این مسئله را عرض میکنم و اهتمامی که در آن دارم برای این است که خود ما هم به این قضیه و مشکل مبتلا هستیم؛ مثلاً وقتی یک مطلب از سابق بوده است، آیا باید روی آن مطلب پافشاری کرد؟! کسی بعد از شیخ طوسی جرئت نمیکرد که حرفی برخلاف فتاوای ایشان مطرح کند، و اصلاً مخالفت با شیخ طوسی را گناه کبیره میشمردند! نقل است که ابنادریس آمد و این سد را شکست و در فتاوای شیخ طوسی قدری کنکاش کرد.3
- سوره هود (١١) آیه ٨٧.
- سوره مائده (٥) آیه ١٠٤.
- تاریخ فقه و فقهاء، گرجی، ص ١٨٤؛ مجموعه آثار استاد شهید مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، ج ١٤، ص ٤٢٧.

