جلسه ۴
5اگر چند نفر از اولیاء خدا جمع شوند و در یک مسئله نظر بدهند، وقتی که این مسئله متّفقٌعلیه بود میگوییم: «این اجماع، حکایت از یک منشأ میکند.» دیگر در اینجا مسئلۀ «ظهور» و «مظهریت در یک ظهور» نیست، بلکه این اتفاق آراء، حکایت از یک قضیۀ نفسالأمریه دارد.
ولی اجماعاتی مانند اجماعات کنونی اصلاً نمیتواند کاشف از قول معصوم باشد؛ لذا میگویند: «اجماعات بعد از شیخ طوسی فایدهای ندارد!» چون همه میترسیدند که در مقابل شیخ طوسی فتوا بدهند! اما شیخ طوسی هم مثل بقیه است! شیخ طوسی عالم خوبی است، مجتهد و زحمتکشیده است و خدا خیرش بدهد. کسانی که واقعاً بدون هویٰ زحمت کشیدهاند، واقعاً پیش خدا اجر و مقام دارند؛ منتها از عرفان خبر نداشتند. البته ما اصلاً نمیدانیم آنطرف چه خبر است! خیال میکنیم که عارف هستیم! عارف که هیچ، خیال میکنیم سالک و گُل سر سبد ممکنات هستیم! نهخیر، آنجا این حرفها نیست، آنجا به قلب صاف و همت پاک نگاه میکنند، و به ذکر و ورد و یونسیه و نماز شب نگاه نمیکنند! در آنجا قضیه این است؛ لذا در آنجا میبینید بعضیها که اهل سلوک بودند، خیلی عقبتر هستند و آنهایی که اهل این امور نبودند خیلی جلوتر هستند! واقعیت و حقیقت قضیه اینطور است؛ لذا کار ما مشکلتر از کار بقیه است و ما هنوز گرفتاری داریم!
لزوم تواضع و سرسپردگی تام فقط در آستان ولائی معصومین علیهم السلام
ما به این قضیه کار نداریم که اجماع است؛ ما فقط چهارده نفر در مقابل خودمان داریم، تمام شد و بس! اول آنها پیغمبر و آخر آنها حضرت بقیّةاللَه علیهم السّلام میباشند. فقط چهارده نفر معصوماند و باید احکام دین را از این چهارده معصوم بهدست بیاوریم، تمام شد و بس! باید ببینیم که کلام این چهارده نفر، رفتارشان، سیرۀشان، تاریخشان، معاشرتشان با مردم زمانشان، رفتارشان، صحبتشان، ذکرشان، وردشان، خلوتشان، قضایشان، حکومتشان، ارتباطشان با دستگاه، تقیۀشان و... به چه نحو و به چه کیفیتی بوده است و فقط اینها را الگو قرار بدهیم. از اینها گذشته، همه را تا قیام قیامت، کنار بگذار! البته منظورم اولیاء الهی نیست؛ بلکه منظورم همین افرادی هستند که مدعی پرچمداری رسالت و داعی این قضیه هستند، و همۀ آنها باید کنار بروند و فقط همین چهارده نفر باشند.

