جلسه ۳
7از آن چرخه که گرداند زن پیر *** قیاس چرخ گردنده همان گیر1 برهان است و هم آیۀ ﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ وَٱلظَّـٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾2 که بر وحدت حقّۀ حقیقیه و قاعدۀ «بسیط الحقیقة کلّ الأشیاء» دلالت میکند، برهان است. اما آیا آن پیرزن معنای ﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ﴾ را میداند یا فقط این مقدار ادراک میکند که به صرف اینکه کسی در اول نبوده است، پس در آخر هم هیچکس نخواهد بود؟! برای او اینمقدار برهان است و برای آن حکیم متألّهی هم که نزد او آیۀ ﴿وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ﴾3 بر تقدم جنبۀ علّی بر معلول از ناحیۀ ذات خود معلول دلالت میکند، آنمقدار برهان است.
هیچکس از مواهب قرآن و مواهب اهلبیت و ولایت اهلبیت بینیاز نیست! اینطور نیست که کسی که بالا میرود بینیاز میشود؛ بلکه افرادی که رجوع میکنند و در مطالب حقۀ الهیه توغل میکنند، احتیاج ایشان به ولایت میلیاردها برابر بیشتر از افراد عادی است و اصلاً قابل مقایسه نیست. آن فرد عادی غیر از بهشت و جهنم و گلابی و سیب و حورالعین چیزی نمیفهمد، او مقام جلال و جمال خدا را نفهمیده است، او اصلاً مقام عجز و نیاز و فقر بنده را احساس نکرده است! او کجا از این مسائل چیزی فهمیده است؟! اینجا است که ما به ائمه علیهم السّلام و به ولایت نیاز داریم. افراد عادی چیزی نمیدانند؛ فقط نمازی میخوانند و بعد هم اطفاء شهوت میکنند و صبح حمام میروند، بعد هم بلند میشوند و به سر کارشان میروند و بیلشان را میزنند! کار دیگری انجام نمیدهند.
لذا نهتنها فلسفه و حکمت الهی انسان را از اتصال و استمساک به مقام ولایت جدا نمیکند، بلکه انسان را بیشتر وابسته میکند و فنا و احتیاج و فقر خودش را بیشتر به او مینمایاند و نشان میدهد. تمام مطالب فلسفه، حکایت از این معنا میکند؛ منتها صحبت در این است که انسان به چه نحوهای بتواند استفاده کند.
- خمسه نظامی (پنج گنج نظامی)، خسرو و شیرین، بخش ٣.
- سوره حدید (٥٧) آیه ٣.
- سوره ق (٥٠) آیه ١٦.

