جلسه ۳
6اگر صحبت از کوتاه بودن دست از ولایت است، پس این مسئله شامل همۀ فنون و صنایع و همۀ علوم و همۀ طرق و راهها خواهد بود. ولی اگر صحبت از این علوم با فرض اتصال به مقام ولایت است، آنوقت باید دید که کدامیک أولیٰ است؛ آیا فقه، شما را به معرفةاللَه میرساند؟! نه، کجا کسی را رسانده است؟! استدلال بر اینکه «با ثلاثة أحجار میشود استنجاء نمود یا با یک حجر ذوالأطراف» کجا میتواند انسان را به معرفةاللَه و معرفت صفات جمال و جلال برساند؟! به صفات جلالیه میرساند یا به صفات جمالیه؟! یا بحث از اینکه «بیع عبد آبق اشکال دارد یا بلا اشکال است» چگونه انسان را به این مسائل میرساند؟! البته مسائلی مانند نماز و روزه که برای انسان نورانیت میآورد، در جای خود صحیح است؛ اما اینها برای انسان کشف صفات جمالیه و جلالیه نمیکند.
پس لازم است که انسان در ناحیۀ فکر و تعقل، این مسائل و علوم را بداند و به اینها اعتقاد داشته باشد؛ البته نهاینکه اعتقاد به اینها تقلیدی باشد. یعنی وقتی خداوند متعال میفرماید: ﴿هَلۡ يَسۡتَوِي ٱلَّذِينَ يَعۡلَمُونَ وَٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ﴾،1 معتقد باشد که علم، یک حقیقت است و مجاز نیست.
یا در آیۀ: ﴿إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾2 معتقد باشد که اولوا الألباب، یک حقیقتاند.
یا بداند که در آیۀ ﴿أَفَلَا تَعۡقِلُونَ﴾،3 امر به تعقل، یک حقیقت است؛ زیرا خداوند که نمیخواهد بهطور مجاز بگوید که فعلاً ﴿أَفَلَا تَعقِلُونَ﴾ را بگویید، بعداً که دستتان به فقه رسید برای شما آن را درست میکنیم! خداوند که نخواسته است شعر بگوید! باید در همۀ مطالب تعقل کرد.
آیۀ ﴿إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾4 یا آیۀ ﴿أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ﴾،5 تمام اینها حقیقت است!
﴿لَوۡ كَانَ فِيهِمَآ ءَالِهَةٌ إِلَّا ٱللَهُ لَفَسَدَتَا﴾6 که از این راه به برهان نظم میرسیم، یک حقیقت است!
قرآن برای همۀ افراد آمده است و نمیتوان دستهای را از دستۀ دیگر جدا دانست و یک عدّه را مستفید از قرآن و عدۀ دیگر را غنی از حقایق قرآن دانست؛ لذا میبینیم که در خود آیات و استدلالات قرآن علیٰ حسَبِ مرتبةِ کلِّ أحدٍ، تفاوت وجود دارد؛ مثلاً آیۀ ﴿لَوۡ كَانَ فِيهِمَآ ءَالِهَةٌ إِلَّا ٱللَهُ لَفَسَدَتَا﴾ هم برای آن پیرزن برهان است و هم برای یک حکیم متألّه متوغّل در علوم الهی برهان است و هیچ فرقی نمیکند! یا مثلاً هم بیت:
- سوره زمر (٣٩) آیه ٩.
- سوره زمر (٣٩) آیه ٩.
- سوره بقره (٢) آیه ٤٤ و ٧٦؛ سوره آلعمران (٣) آیه ٦٥؛ سوره أنعام (٦) آیه ٣٢؛ و بسیاری از آیات دیگر.
- سوره آلعمران (٣) آیه ١٩٠.
- سوره نساء (٤) آیه ٨٢؛ سوره محمّد (٤٧) آیه ٢٤.
- سوره انبیاء (٢١) آیه ٢٢.

