جلسه ۳
9جامعیت سالکان عالم به علوم عقلی و نقلی
اینهمه اهتمامی که آقا داشتند بر اینکه افرادی که مستعد هستند باید واجد این علوم عقلیه یا نقلیه شوند ـ چون بالأخره علوم نقلیه هم وسیله هستند و با علوم عقلیه فرقی نمیکنند ـ برای همین است. آقا بارها به خود من فرمودند:
آن تضلع و جامعیت سالکی که واجد این علوم باشد و قدم در راه بگذارد، بسیار بسیار بیشتر از آن کسی است که بدون این علوم بخواهد قدم در این راه بگذارد.
چون این شخص از اول با خودش چراغ برداشته است. لذا در خیلی از موارد میبینیم که خود این علوم، بدون استاد هم راهنما هستند؛ یعنی وقتی که انسان با استاد ارتباط ندارد، میبینیم که این علوم در بعضی از موارد و مشاکل، انسان را راهنمایی میکنند و راه را نشان میدهند.
آقای انصاری هم همین را میفرمودند. خودم از آقای حداد هم شنیدم، نه یک دفعه، بلکه دو یا سه دفعه شنیدم که فرمودند: «ای فلانی، در این درسها اتقان کن! اتقان کن!» و گفتند: «سالکی که بخواهد با این علوم حرکت کند عجیب میشود!» و همینطور تکرار میکردند: «عجیب میشود! عجیب میشود!»
این قضیه فقط برای مسئلۀ ارشاد خلق و هدایت نیست؛ بلکه ابتدا به خود شخص برمیگردد، بعداً نصیبی هم به بقیه میرسد:
اگر شراب خوری جرعهای فشان بر خاک *** [از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک]1 تمام آنچه پیغمبر رفته و بهدست آورده است، اول به خودش رسیده است، بعداً از طفیل وجود ایشان، بقیه هم مستفیض شدهاند.
لزوم اشتغال به علوم براساس میزان نیاز به آن علم
بعدَ ما حصل له من سائر العلوم و المعارف بقدر الحاجة إلیها فی المعاش و المعاد؛ «البته بعد از اینکه مقداری هم از سایر علوم و معارف، بهمقدار حاجت در معاش و معاد تحصیل کرد.»
برای معاشش مقداری بهدست بیاورد که گرسنه نماند و نمیرد، و فرقی نمیکند که به چه کیفیتی باشد، مثلاً با ماهیگیری باشد؛ و برای معادش هم از نظر شریعت، بهمقدار حاجت بهدست بیاورد؛ لذا مرحوم ملاّصدرا میگویند: اینقدر غوص کردن و غور کردن در مسائلِ دیگر لازم نیست.
- دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ٢٩٩.

