جلسه ۳
13یعنی فقه و مبنای فقهی بهطور کلی تغییر پیدا کرده است و از آن حالت مماشات معالنّاس و همراهی دین با مردم در محاورات و قوانینشان، چرخشی پیدا کرده است و مرتکزات شرعیّه با یک سری قوانینی که فقط به درد نشستن در کلاس بحث و درس میخورد تبدیل شده است.
واقعاً راست میگویند که اصلاً این فقه در جامعه نیامده است و فقط در همان گوشۀ حجرهها است! کجا مردم به این استصحابات عمل میکنند؟ و کجا مردم به این اصول عملیه ترتیب اثر میدهند؟! آیا پیغمبر این مطالب را برای مردم آورده است؟! یعنی آیا منظور امام صادق علیه السّلام که به یک شخص میگوید: «لا ینقُض الیقینَ بالشکّ»،1 همین لا تنقُض الیقینی است که دویست صفحه مباحث استصحاب از آن استخراج میشود؟! آیا معنایش این است؟! نهخیر! نه آن شخص چنین چیزی را از این روایت میفهمید و نه منظور امام صادق علیه السّلام این مسائل بوده است.
مطلبی که باید در آن دقت شود این است: باید کلام شرع در زمان القاء را بهخوبی تنقیح کنیم؛ نهاینکه فقط بنشینیم و همینطور تحقیق کنیم، چون بالأخره هر کسی فکر کند مطلب جدیدی به ذهنش میآید و این یک امر عادی است. اگر یک بچۀ پنج ساله هم در یک موضوع فکر کند، امکان دارد مطلبی به ذهنش خطور کند که به ذهن یک فرد پنجاه ساله هم نرسد؛ ولی آیا همۀ این مطالب درست و صحیح است؟! منظور ما از دقت بیش از حد در مسائل شرعی این است.
خلاصه، امروزیها فقههایی درست کردهاند و هر کسی میآید و نغمهای در این طنبور میدمد، گرچه این عمل واقعاً خلاف شرع است و موجب تأسف است که راه مردم را منحرف میکنند و افکار و اذهان مردم را متوجه مسائل انحرافی میکنند، ولی از اینجهت خوب است که حداقل راه باز میشود تا طرح جدیدی روی مسائل و تقریرات گذشته بیاید.
مرحوم علاّمه طباطبائی میگفتند:
یکی از فایدههایی که این تمدن جدید داشت این بود که صوفیکشی را از اینجا برداشت.2
- الکافی، ج ٣، ص ٣٥٢.
- مجموعه آثار استاد شهید مطهری، مقالۀ ده گفتار، ج ٢٤، ص ٣٨٤:
«حضرت استاد آیةاللَه علاّمه طباطبائی ـ قدّس اللَه نفسه ـ میفرمود: ”این مشروطیت و آزادی و غربگرایی و بیدینی و لا ابالیگری که از جانب کفار برای ما سوغات آمده است، این ثمره را داشت که دیگر درویشکشی منسوخ شد، و گفتار عرفانی و توحیدی، آزادی نسبی یافته است؛ وگرنه شما میدیدید امروز هم همان اتهامات و قتل و غارتها و به دار آویختنها برای سالکین راه خدا وجود داشت!“»

