جلسه ۳
11سپس آقا به او فرمودند:
آنچه شما بهدنبال آن هستید این نیست؛ شما بهدنبال حقیقت مطلب و واقعیت آن میگردید. تحقیقات آقا ضیاء به درد نماز شما نمیخورد؛ آن تحقیقات به درد مجلس بحث میخورد! الآن خود شما قریبالإجتهاد و از اهل علم هستید و دیگر باید به مسائل عملی بپردازید و بهدنبال این حرفها رفتن دیگر معنا ندارد!
لذا مرحوم صدرالمتألهین هم به همین جهت میگویند: «انسان باید به مقدار حاجت بخواند.»
ضررهای تدقیق غیر ضروری در علوم اعتباری
تلمیذ: فرمودید که اصولیون و فقها، تحقیقات بیش از حدّی دارند و این تحقیقات عاملی برای نقد کار آنها است؛ درحالیکه همان تحقیقات را بهنحو أدق در مسائل فلسفی هم میبینیم. آیا این اشکال بر فلسفه هم وارد است؟
استاد: بهطور کلی باید دید که مقدار نیاز به یک علم و هدفی که از یک علم دنبال میشود، به چه لحاظی باید سنجیده شود. اولاً باید دید که هدف ما از فقه چیست و هدف ما از تحصیل فلسفه چیست.
هدف از تعلم علم فقه و اصول فقه
تنها هدف فقه این است که انسان به «ما جاء به النّبی» عمل کند، و عمل به «ما جاء به النّبی» هم که نیازی به فکر و تعقل ندارد! منبابمثال پیغمبر اسلام میفرماید که مفطرات روزه نُه یا ده تا است؛ از جمله دخان به حلق بردن است.1 «دخان به حلق بردن» معنای بسیار روشنی دارد. حالا اگر کسی در معنای دخان تحقیق کند که مثلاً حقیقت دخان چیست؟ آیا به بخار هم دخان گفته میشود یا نه؟ دخان چه اقسامی دارد؟ ترکیب دخان باید چه چیزی باشد تا مفطر شود؟ آیا به دخانی هم که در این زمان وجود دارد و از گازهایی است که در آن زمان نبوده است، دخان گفته میشود یا نه؟ چنین تحقیقات عجیب و غریبی اصلاً در آن زمان نبوده است و نیازی هم به آنها نیست. مهم این است که باید دید معنای متعارف و عرفی دخان چیست، و در عرف به چه چیزی دخان میگویند.
- وسائل الشیعة، ج ١٠، ص ٣١ و ٦٩.

