جلسه ۲
8﴿فَإِنَّهَا لَا تَعۡمَى ٱلۡأَبۡصَٰرُ وَلَٰكِن تَعۡمَى ٱلۡقُلُوبُ ٱلَّتِي فِي ٱلصُّدُورِ﴾.1
خدا نکند که چشم نفس انسان کور باشد، که اگر کور باشد هرچه به او بگویند، دیگر نمیفهمد!
به شخصی پیکان یا پاترول داده بودند، میگفت: «چرا به من بنز نمیدهید؟!» وقتی آن بنزهای عالی کذایی را میآوردند و اینها سوار میشدند و نیم متر در آن تشک صندلیاش فرو میرفتند، آقا میفرمودند: «إلیٰ جَهنّمَ و بِئسَ المَصیرِ!»2 اینها وقتی که در این تُشک فرو میروند، انگار وارد جهنم میشوند، بلکه جداً و واقعاً جهنم است! این فرد الآن نمیفهمد که خودش را در این خیالات فرو برده است و در این قفس محبوس کرده است و دیگر نمیتواند از آن بیرون بیاید!
امکان وصول تمامی موجودات به بالاترین مرتبۀ کمالی خود
و لا شکّ أنَّ أقصیٰ غایةٍ یتأتّیٰ لأحدِ الموجودات الوصولُ إلیها، هو الکمالُ المختصُّ به و الملائمُ المنسوبُ إلیه.
«شکی نیست که اقصیٰ غایتی که وصول به آن غایت برای یکی از موجودات پیدا میشود، کمال مختصّ به او است، آن کمال و امر ملائمی که با او ملائمت دارد و منسوب به او است.»
کمال هر چیزی به آن حد و غایت مطلوبی است که منسوب و مربوط به او است و باید به آن حد برسد. منبابمثال کمال این قالی در این است که به آن حدّی برسد که دیگر نتوان حدّی بالاتر از آن حد، تصور کرد؛ یعنی مثلاً اگر قیمت فعلی این قالی ده هزار تومان است، انسان همین پشم را با نقشه و طرح دیگری بسیار ظریفتر و ریزتر ببافد که قیمتش یک میلیون تومان بشود. یا منبابمثال شما گلابی را نگاه کنید؛ کمالش به این است که به حدّی برسد که زرد و شیرین و معطر شود. سیب را ببینید؛ کمالش در این است که به حدّی برسد که اگر قرمز است کاملاً قرمز شود و اگر زرد است کاملاً زرد و معطر و رسیده شود. کمال این میوه الآن در این است که به حدّ مطلوبی برسد و بهواسطۀ آن حدّ مطلوب، انسان میوه را بخورد و تبدیل به یک حقیقت جوهری شود. اتفاقاً در اینباره بحثی هم در معاد شناسی در مورد شبهۀ آکل و مأکول آمده است.3 البته اینها کمال اعتباری است، ولی با کمال حقیقی فرقی ندارد؛ کمال، کمال است.
- سوره حج (٢٢) آیه ٤٦.
- اقتباس از سوره ملک (٦٧) آیه ٦: ﴿وَلِلَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾.
- معاد شناسی، ج ٦، ص ٨٢ ـ ٩٥.

