جلسه ۲
4و بعدُ، فیقولُ الفقیرُ إلیٰ رحمةِ ربِّه الغنیّ، محمّدٍ المُشتَهر بِصدرالدین الشیرازی: إنّ السّعادةَ ربّما یُظَنُّ بها أنّها الفوزُ بالدرجات الحسّیةِ و الوصولُ إلی الرئاساتِ الخیالیةِ.
«[اما بعد، بندۀ محتاج به رحمت پروردگار غنی و بینیازش، محمّد مشهور به صدرالدین شیرازی میگوید]: مردم خیال میکنند که سعادت به همین درجات حسّی و رسیدن به ریاسات خیالی است.»
یعنی رتبههای مادی دنیوی یا ریاست یا اشتغال ظاهری پیدا کنند؛ حالا فرق نمیکند که از عموم مردم باشد یا دانشگاهی باشد و بخواهد مهندس شود، یا حوزوی باشد و بخواهد به مرجعیت و این حرفها برسد. مثلاً آن آقا قبل از اینکه مرجع بشود، خیلی راحت در خیابان راه میرود؛ ولی همینکه به مرجعیت میرسد، عبایش را جمع میکند، سرش را پایین میاندازد، نه به چپ نگاه میکند و نه به راست، لذا ممکن است یک ماشین هم بیاید و به او بزند و او را پرت کند! همۀ اینها درجات حسّیه است.
ریاست حقیقی آن است که نورعلیشاه در جواب علاّمه بحرالعلوم گفت. علاّمه بحرالعلوم به نورعلیشاه گفت: «جناب درویش!»
نورعلیشاه در جواب گفت: «اسم من درویش نیست، اسم من نورعلیشاه است!»
ـ «شاه» به چه معنایی است؟
ـ شاه به معنای مسیطر بر نفوس و قلوب است!1
ـ علامتش چیست؟
یکدفعه علاّمه بحرالعلوم را چنان حالی گرفت که خشکش زد، سپس کمکم جلو آمد و بیاختیار جذب شد تا اینکه زانوهای این دو به یکدیگر رسیدند، یکدفعه او را رها کرد و علاّمه بحرالعلوم سر جای خود برگشت!
علاّمه گفت: «از آن کلاهی که بر سر داری نمدی هم قسمت ما کن!»
گفت: «بسیار خوب! ولی راه شما تفاوت میکند؛ شما این کار را انجام بده و این کار را انجام بده!» که دیگر جریانش مفصل است.2
ریاست حقیقیه این است، ولی ریاست خیالیه فقط تاجی است که وضع و مکان آن عوض میشود؛ آنموقع تاج آنجا بود، حالا روی سر آن بیچاره رفته است و با اینکه وزنش شش کیلو است و نمیداند چهکارش کند، اما دلش خوش است به اینکه چیزی به این شکل روی سرش هست و کیف میکند!3
- الصواعق المحرقة، ابنحجر هیتمی، ص ٢٠٤:
«... قال له الرّشیدُ حین رآه جالسًا عند الکعبة: أنت الّذی تبایعک النّاس سرًّا؟ فقال [الإمام موسی بن جعفر علیه السّلام]: ”أنا إمام القلوب وأنت إمام الجسوم!“» - رجوع شود به طرائق الحقائق، ج ٣، ص ١٩٩؛ مطلع انوار، ج ١، ص ٢٣٤؛ ج ٣، ص ١٨٨.
- تلمیذ: آیا نورعلیشاه، استاد علاّمه بحرالعلوم بوده است؟
استاد: بله.
تلمیذ: یعنی علاّمه بحرالعلوم قبل از مرحوم نورعلیشاه، سیر و سلوکی نداشتند؟
استاد: نهخیر، نداشته است. البته حالاتی داشته و قبل از این جریان با حضرت ارتباط داشته است؛ ولی استادی که جرقه را به او بزند نورعلیشاه بوده است. لذا از همان اول اصلاً حالاتش با بقیه فرق داشت و بهواسطۀ عنایات حضرت بهطور کلی حالات او متغیر شده بود. در حالات ایشان آمده است که میگوید: «بعد از اینکه به حضرت رسیدم دیدم که نفس من در عالم دیگری وارد شد!» گرچه جزئیات ملاقات را بیان نمیکند.١
اصلاً بحرالعلوم علومش افاضهای بوده است. همۀ تورات و انجیل را حفظ بوده است. بحرالعلوم در خاننُص (در بین راه کربلا و نجف) اهل تورات و علمای یهود را با خود تورات محکوم میکند و میخواند که نسخۀ اصلی چطور بوده و نسخۀ بدلی و محرَّف چطور بوده است. بعد علمای نصاریٰ میآیند و بحرالعلوم انجیل حقیقی را بیان میکند و تفاوت بین انجیل محرف و انجیل حقیقی را بیان میکند، و همۀ مواردی را که در انجیل حقیقی برای ظهور پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم استشهاد شده است بیان میکند. خلاصه آنکه حدوداً سیصد نفر از یهود، همانموقع و فیالمجلس بهدست ایشان مسلمان میشوند.٢ یعنی واقعاً بحرالعلوم بوده است و همۀ اینها به همان افاضۀ حضرت بوده است؛ چنانکه فرمودهاند:
فیض روحالقدس ار باز مدد فرماید ** دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد٣
١) جهت اطلاع از ملاقاتهای سید بحرالعلوم ـ رحمة اللَه علیه ـ با امام زمان عجّل اللَه تعالی فرجه رجوع شود به النجم الثاقب، ج ٢، ص ٢٨٢ ـ ٣٠٧.
٢) جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به الذریعة، آقا بزرگ طهرانی، ج ٢٢، ص ٣٠٣؛ الفوائد الرجالیة، ج ١، ص ٥٠ ـ ٦٥، مقدمۀ محمدجواد بلاغی.
٣) دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ١٤٢.
- الصواعق المحرقة، ابنحجر هیتمی، ص ٢٠٤:

