جلسه ۲
3اگر این جنبۀ عنایت و جنبۀ ربطی از بین برود، دیگر هیچ مطلوب و مسئولی باقی نخواهد ماند! آیۀ ﴿لِمَنِ ٱلۡمُلۡكُ ٱلۡيَوۡمَ لِلَّهِ ٱلۡوَٰحِدِ ٱلۡقَهَّار﴾1 در آن وقتی است که ظهور مطلوبیت، به همان مجلیٰ و منشأ حقیقی برگشت پیدا میکند و تمام این مظاهر، پوچی و فناء و صفر بودن خود را نشان میدهند و همۀ این مظاهر در مرتبۀ اضمحلال و انمحاء در اسم قاهریت حق و اسم جلالیۀ حق قرار میگیرند. در آنجا همه متوجه میشوند که مطلوب حقیقی و مسئول حقیقی، یکی است.
این کسی که شما تا بهحال خیال میکردید که مطلوب یا مسئول است، یکمرتبه چنان روزگارش در هم میپیچد که برای بهدست آوردن یک اطاق یا یک جایگاه باید دور زمین را بگردد و کسی راهش نمیدهد!2
پادشاهان مَظهر شاهیّ حق *** فاضلان مرآت آگاهیّ حق3 یعنی فقط مظهر هستند، اما جنبۀ استقلالی و ثبوتی ندارند، بلکه فقط جنبۀ اثباتی دارند و فقط نمودی از آن شاهی حق هستند. علما هم فقط نمودی از علم حق هستند، اما استقلال ندارند. منبابمثال این آقای عالمی که چهار ماه بحث میکند که مقدِّمه درست است یا مقدَّمه، کارش به جایی میرسد که ذغال به دست میگیرد و مسیر کوچه و خانهاش را علامت میزند تا راه بازگشت را گم نکند!4 این بدین جهت است که تمام اینها فقط ظهوراتی هستند؛ اما واقعیت، فقط منحصر در یک ذات است.
تمایز ریاست حقیقی از ریاسات مجازی دنیوی
و الصلاةُ علیٰ صَفوةِ عبادِه و هُداةِ الخلقِ إلیٰ مَبدئِه و معادِه، سیّما سیّدِ المصطفَین، محمّدٍ المبعوثِ إلیٰ کافّةِ الثقلین. اللَهمّ فَصَلِّ علیه و علی الأرواحِ الطاهرةِ مِن أهل بیته و أولادِه و الأشباحِ الزاهِرةِ مِن أولیائِه و أحفادِه.
«[و درود بر برگزیدگان بندگانش و هدایتکنندگان خلق به مبدأ و معاد، مخصوصاً سرور برگزیدگان، حضرت محمّد صلّی اللَه علیه و آله و سلّم که برانگیختهشدۀ بهسوی همۀ جن و انس است. بارپروردگارا، بر وی و بر روحهای پاک اهلبیت و فرزندانش و افراد نورانی از اولیا و دوستدارانش، رحمتت را نازل بگردان.]»
- سوره غافر (٤٠) آیه ١٦.
- رجوع شود به پس از سقوط، سرگذشت خاندان پهلوی در دوران آوارگی، احمدعلی مسعود انصاری، ص ١٦١ ـ ١٧١.
- مثنوی معنوی (آذر یزدی)، دفتر ششم، ص ١٠٦٢.
- رجوع شود به آیین رستگاری، ص ۸۷.

