جلسه ۲
13خردهکاریهای علم هندسه *** یا نجوم و علم طب و فلسفه [که تعلق با همین دنیاستش *** ره به هفتم آسمان بر نیستش] این همه علم بنای آخور است *** که عمادِ بودِ گاو و اُشتر است1 ایشان میگوید: خیال نکنید که علومی مانند علم فقه که مربوط به احکام است، و علم فلسفه که مربوط به عقلیات است، از این علومی که برای بدن است و من آنها را در مقام قدح قرار میدهم و تعییر میکنم جدا هستند؛ نهخیر، این علوم هم درصورتیکه استفادۀ حقیقیه از آنها نشود، حکم همان علوم را دارند. چهبسا افرادی که دارای علم فلسفه هستند اما طرْفی نبستند و هیچ فایدهای از این علم نبردند!
البته بحث ما در اینجا، بحث از خود علم فیحدّ نفسه است که ارزش خود علم فیحدّ نفسه به ارزش غایت او است که بر آن مترتّب است و داریم میبینیم.2
تلمیذ: چگونه میتوان تصور کرد که وسیلهای برای کسب کمال وجود دارد که شیء دیگری را به کمال برساند ولی خودش به کمال نرسد؟ منظور ملاّصدرا در این عبارات این است که: قوای حیوانی وسیلۀ رسیدن به کمال است، ولی کمالآور نیست و در پایان، این قوا از بین میروند.
استاد: بله، قوای جسمانی وسیله هستند و معنا ندارد که خود اینها در جهت کمالیه به کمال برسند؛ مثلاً منظور از قوۀ نامیه فقط همین مقدار است که بدن رشد کند؛ ولی چیز دیگری اضافه بر این نیست. هر کسی براساس آن استعدادی که در او هست رشد میکند، یکی ٥/١ متر، یکی ٦٠/١ متر، یکی ٧٠/١ متر، یکی ٢ متر؛ ولی وقتی که انسان به این حد رسید، دیگر متوقف میشود، و بخواهد خیلی کار انجام بدهد این است که بدن را در همین حد از صحت و سلامت نگه دارد! خلاصه دیگر چه کمالی را برای آن تصور کنیم؟
تلمیذ: مثلاً میگوییم: «نماز معراج است.» چه کسی گفته است که خود عبادت بالا برود، ولی خود انسان بالا نرود؟
استاد: عرض من این بود که این قوای حیوانی که موجب بقاء و حیات انسان هستند کمال ندارند؛ بلکه کمال اینها فقط همین است که بدن را در همین جهت صحت و اعتدال مزاجی نگه دارند. منبابمثال کار قوۀ شهویه فقط این است که اطفای شهوت و تولید مثل کند! اما دیگر بعدش چه؟ یعنی نمیتوان مافوقی برای آن تصور کرد که او بخواهد به آن مافوق برسد. قوۀ نامیه و قوۀ غاذیه هم همینطور هستند. آن مقدار غذایی که شما میتوانید بخورید یک بشقاب است، ده تا بشقاب که نیست! حالا آیا کمالش به این است که شما روزی یک بشقاب اضافهتر بخورید؟ نهخیر، همیشه هر وقت گرسنه شدید، برای رفع این نیاز و برای رفع این گرسنگی و استمرار حیات، لازم است که شما یک مقدار سدّ جوع کنید، حالا سدّ جوع با هر چیزی که میسّر است؛ هم غذای کم و ارزانقیمت مثل نان و پنیر و سبزی نیاز شما را رفع میکند و هم غذای گران و زیاد! پس از این نظر نمیتوانیم کمالی را برای اینها تصور کنیم؛ بلکه اینها فقط آلات و وسائط و معداتی هستند برای اینکه حیات بشری را تضمین کنند.
- مثنوی معنوی (آذر یزدی)، دفتر چهارم، ص ٦٢٢.
- جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ۲، ص ۲۹۷ ـ ۳۰۰.

