جلسه ۱: مقدمه مؤلف
4ملاک تشخیص صحت مکاشفه
تلمیذ: در زمینۀ اختلاف در مشاهدات که شما اشکال را بر آن اساس جواب دادید، باید گفت: هیچوقت نمیتوان ادارک واقعیت بما هو واقعیت را تفسیر کرد؛ چون نفوس با همدیگر اختلاف دارند و ظروف با یکدیگر فرق میکنند.
استاد: از نقطهنظر اختلاف در واقعیات، اگر صرفاً جنبۀ رحمانی آن قضیه باشد، میتوانیم واقع را ادراک کنیم. البته اگر خود شخص در ادراک واقع دارای ملاک باشد، دیگر نیازی به دلالت دلیل و هدایت هادی ندارد، خودش مهتدی و هادی است و ادراکش برای او حجت است؛ ولی این قضیه برای دیگران نیاز به اثبات دارد، یعنی در اینجا یک واسطۀ در اثبات میخواهیم تا این مسئله را برای ما روشن کند. لذا گفتهاند:
مکاشفه نمیتواند برای کسی دلیل باشد، مگر اینکه او در آن رتبهای که این مکاشفه را دیده و این شهود برای او حاصل شده است، به مقام طهارت رسیده باشد.
در بسیاری از موارد ما میبینیم که بعضیها دارای مکاشفاتی هستند که دو سوم آنها رحمانی است، ولی یک سوم آنها مخلوطی از رحمانی و غیر رحمانی است؛ یعنی بهخاطر یک سری مسائل و خطوراتی که در ذهن دارد، این مکاشفات مرتّباً میآیند، آنوقت با یک سری ظرائفی مخلوط میشود که هنوز در نفس وجود دارند و خودشان را در مرتبۀ نتیجهگیری نشان میدهند؛ یعنی آن شخص چون نگاه میکند و میبیند که همۀ آن مطالب صحیح است، لذا این را هم بر اساس آنها حمل بر صحت و صدق میکند، درحالیکه غافل از این است که در نفس او چه میگذرد.
همین قضیه و مسئله است که نیاز مبرم انسان به استاد کامل را نشان میدهد. چهبسا انسان واقعاً در خودش احساس نورانیت و انبساطی داشته باشد؛ ولی چون آنطوریکه باید و شاید از زوایای دل و نفس مطلع نیست، لذا این مسائل را بهصورت حق میبیند، و آنوقت ترتیب اثر هم میدهد. حالا ترتیب اثرش را بیا و ببین! هم ترتیب اثر میدهد و هم دیگران را وادار میکند که به آنچه او مشاهده کرده است ترتیب اثر بدهند! آنوقت در اینجا است که کار یک خرده پیچیده میشود.

