جلسه ۱: مقدمه مؤلف
6ما این مسائل را در عبارات بزرگان و حتی کلمات مرحوم صدرالمتألهین هم مشاهده میکنیم. مرحوم صدرالمتألهین شخص بزرگی بود و در مقام عقل و شهود به مراتبی رسیده بود و واقعاً از مفاخر شیعه و عالم اسلام است و واقعاً شخصی مهذّب و دارای مقامات و مرد بیهوایی بود. ولی صحبت در این است که ما نمیتوانیم به ایشان عارف بگوییم؛ لذا وقتی ایشان مشاهدات و کشفیات خود را در سلک استدلال داخل میکند و استدلال خودش را بر آن اساس قرار میدهد، ما در اینجا متأسفانه به یک نکته میرسیم و آن اینکه: آنچه ایشان مشاهده کردهاند و ذهنیت خود را بر آن اساس ترتیب دادهاند تا اینکه به این نحو استدلال کنند، آیا آن مکاشفه بهنحو أتم بوده یا بهنحو تام بوده است؟ مکاشفۀ أتم داریم، تام داریم، ناقص داریم و أنقص داریم که همۀ اینها مراتب مکاشفه و شهود است. خیلی مهم است و خیلی فرق میکند بین اینکه انسان شهودی داشته باشد و ذهنیت خودش را بر اساس آن شهود، بهنحوی ترتیب بدهد که بتواند از نقطهنظر اثبات، مقدمات و براهین مثبته بیاورد؛ یا اینکه شهودش در مرحلۀ وسط قرار گرفته باشد و بر این اساس بخواهد برهان بیاورد. لذا شما میبینید که در خیلی از بحثها ـ مثلاً بحث معاد جسمانی و بحث عینیّت صفات با ذات و بحث بقاء عین ثابت و عدم بقاء عین ثابت ـ مسئله تفاوت پیدا میکند. بله، همۀ مکاشفات ایشان درست و در جای خود صحیح است و ما نمیتوانیم آنها را رد کنیم؛ ولی صحبت در این است: آیا ایشان آخر خط را دیدهاند یا اینکه هنوز در ابتدا بودهاند؟ کسی که به مرتبۀ چهارم از یک نردبان میرسد میتواند بگوید: «من الآن بالای نردبان هستم!» و کلامش نیز درست است؛ ولی یک وقت میگوید: «من آخر نردبانم!» و یک وقت میگوید: «من وسط نردبانم!»
تلمیذ: آیا آخر خطّی هم وجود دارد که بخواهد برود؟
استاد: آخر خط، همان کشف همۀ حجابها است.

