جلسه ۱: مقدمه مؤلف
5ما این قضیه را بالعیان در همین گذشته مشاهده کردیم که چگونه بعضیها مسائل و مشاهداتی نسبت به بعضی از جریانات داشتند، اما وقتی این مطالب را میشنیدیم احساس میکردیم که با بعضی از مسائل مخلوط است؛ بعد آن شخص میخواهد انسان را ملزم کند که به آن مشاهدات ترتیب اثر بدهد! ولی انسان نمیتواند ترتیب اثر بدهد، آنوقت در اینجا تضادی پیش میآید که چرا این آقا مسامحه و مکاهله میکند و امثالذلک.1
بعضی از مکاشفات، مکاشفات واقعی و مصادف با واقع است؛ مثلاً در اینجا نشستهاید و برای شما روشن و ظاهر میشود که فلان شخص مریض است یا اینکه فلان ناراحتی و فلان خصوصیات را دارد و وقتی به خانۀ او میروید میبینید که واقعاً مریض است و رو به قبله افتاده است. مسلّماً این مکاشفه درست است.
ولی بعضی از مکاشفات، مکاشفات دقیقتری هستند؛ این مکاشفات دقیق، گاهی دارای صورت هستند و حتی گاهی ممکن است از صورت هم بگذرند و مکاشفات بدون صورت شوند. اینجا همانجایی است که انسان نمیتواند سر خود و گُتره به مسائلی که برای او پیدا میشود ترتیب اثر بدهد.
آنچه در اینجا هست این است که عالَم، عالَم واحد است و اگر دو یا سه سالک، در یک رتبه و در یک مرتبۀ واحد از عالم قرار بگیرند، امکان ندارد مکاشفات آنها تغییر پیدا کند، بلکه همۀ آنها یک چیز را مشاهده میکنند؛ ولی اگر رتبۀ آنها بهاندازۀ سر مویی بالا و پایین باشد، این بالا و پایینی مشاهده میشود. لذا اگر انسان در یک رتبه، مسئلهای را مشاهده کند نباید بگوید که مطلب همین است و بالاتر از این نیست!
اختلاف در ادراک از واقع به علت استناد به مکاشفات غیر تام
اختلافی که بین مطالب عرفا پیدا میشود در اینجا است که امکان دارد شخصی مسئلهای مشاهده کند و بگوید: «ظهور اسماء و صفات الهی به این نحو است.» این ظهور به این نحوه، برای او در این مرحله است؛ اما همین ظهور ممکن است در مرحلۀ أشد و تجرد بیشتر، بهنحو دیگری باشد. بله، آنچه او در این مرحله دیده است درست است، اما نفی مرحلۀ دیگر اشتباه است.
- جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٤٩٦ ـ ٥٠٧.

