جلسه ۱: مقدمه مؤلف
3بنابراین مَفرق طُرق بین فلسفه و حکمت و بین عرفان در اینجا است که عرفا میگویند: آنچه ما مشاهده میکنیم عینالیقین و حقّالیقین است، و آنچه فلسفه به آن میرسد عبارت است از: یک سری ذهنیاتی که ممکن است بعضی از آنها موافق با واقع و یا مخالف با واقع باشد؛ و گرچه از مقدمات بدیهی مانند مشاهدات و بدیهیات و اولیات تشکیل شده است، ولکن چهبسا ممکن است که انسان در ترتیب مقدمات دچار اشکالاتی شود و آن اشکالات موجب شود که نتیجه با واقعیت فاصله پیدا کند.
پاسخ نقضی به نقد عرفا
مطلبی که در اینجا بر سبیل اجمال به نظر میرسد این است:
همانطوریکه ممکن است عقل در مقدمات خود دچار اشکال و اشتباه بشود، همچنین ممکن است انسان در مکاشفات هم دچار اشتباه بشود و مکاشفاتش فقط جهت رحمانی صرف نداشته باشند، و حتی اگر جهت رحمانی هم داشته باشند، بهخاطر اختلاف مراتب شهود، ممکن است مکاشفهای وافی و جامع نسبت به مکاشفۀ رتبۀ مقدمی که قویتر و عمیقتر و دارای تجرّد بیشتر است نباشد. بنابراین چه دلیلی وجود دارد که این مکاشفه صحیح باشد؟ لذا در این قضیه باید یک ملاک بهدست بیاوریم تا با آن ملاک، شهود شاهدان و مکاشفۀ مکاشفین و حضور صور ذهنیه بهواسطۀ شهود را از نقطهنظر جنبۀ روحانی یا جنبۀ غیر روحانی تمیز بدهیم.
البته در فلسفه هم مسئله همینطور است. اختلافات بسیاری که در آراء فلاسفه ـ مثلاً در بحث وجود و در بحث وجود ذهنی و در بحث عینیت و اختلاف اسماء و صفات با ذات ـ مشاهده میشود، ناشی از اختلاف در ترتیب مقدمات است؛ یعنی در خود ترتیب مقدمات، آنطور که باید و شاید بحث و تأمّل کافی نشده است. در همین بحث وجود ذهنی، چند قول است: یکی میگوید: کیف نفسانی است، یکی میگوید: اضافه است، یکی میگوید: شبح است، یکی میگوید: وجود است؛ و خلاصه هر کسی مطلبی میگوید.1 البته نظر ما این است که وجود ذهنی، وجودی جوهری است که زاییدۀ وجود علّی، یعنی زاییدۀ همان نفس است که در این قالب و صورت، تعین پیدا کرده است.
- رجوع شود به شرح المنظومة، ج ٢، ص ١٢٢ ـ ١٥٢؛ الحکمة المتعالیة، ج ١، ص ٣١٤.

