جلسه ۱: مقدمه مؤلف
2بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
الحمدُ لِلّه ربِّ العالمینَ
و الصلاةُ علیٰ خیرة اللَه المُنتجبینَ محمّدٍ وَ آله الطّاهرینَ
و اللّعنةُ علیٰ أعدائهم أجمعینَ
حکمت بهعنوان علت غایی خلقت انسان
مقدمه عبارت است از چکیدۀ مطالبی که مؤلِّف در صدد بیان آن است و هدف از تألیف مؤلَّف خود را در آنجا بیان میکند. لذا خیلی بهجا است که انسان با اطلاع و آگاهی لازم وارد آن بحث شود، و بهطور کلی چون مسائلی در حول و حوش حکمت دور میزند که چهبسا مخالفین، همین مطالب مرحوم ملاّصدرا در مقدمه را مستمسک برای اهداف و نیات خودشان قرار دادهاند ـ گرچه در همین مطالبی که ایشان میفرمایند و همچنین در طول بحث، ضد و نقیض کلام آنها مشهود میشود ـ لذا مناسب دیدم که بر حسب اجمال، اشارهای به وضع مقدمه داشته باشیم و سپس به حقیقت و واقعیت علم فلسفه و نتیجهای که بر آن مترتب میشود بپردازیم.
مرحوم صدرالمتألهین در این مقدمه بهطور اجمال، واقعیت فلسفه و حکمت را بهعنوان علت غایی برای ایجاد نفس و ایجاد نوع آدمی بیان میکند؛ یعنی انسان بهواسطۀ استکمال نفس، به رتبۀ اعطاء حکمت میرسد، که خداوند در آیۀ قرآن از آن به «خیر کثیر» تعبیر آورده است: ﴿وَمَن يُؤۡتَ ٱلۡحِكۡمَةَ فَقَدۡ أُوتِيَ خَيۡرٗا كَثِيرٗا﴾.1
حکمت یعنی اطلاع بر حقیقت هستی
تعبیرهای مختلفی برای حکمت و فلسفه ذکر کردهاند، اما آن تعبیری که ما میآوریم و تعبیر جامعی هم هست، این است: «حکمت عبارت است از اطلاع بر حقیقت هستی.» یعنی حقیقت هستی و وجود، برای انسان روشن و آشکار شود.
آشکار شدن حقیقت هستی دو مرحله دارد:
مرحلۀ اول: انکشاف این مسائل لدَیالذهن بهواسطۀ فکر و ترتیب مقدمات از بدیهی به نظری است.
مرحلۀ دوم: انکشاف باطنی است؛ یعنی انسان آنچه عقل و فکر مییابد، بالوجدان مشاهده کند.
نقد عرفا بر فلاسفه در نحوۀ ادراک حقیقت
در این زمینه وارد اختلاف شدید و عمیقی بین فلاسفه و عرفا میشویم.
عرفا میگویند:
آنچه عقل مییابد در رتبۀ مؤخری از شهود قرار دارد؛ چون نتیجۀ عقلی با مقدمات ذهنی و ارتکازات و چهبسا با اختلاط با هوای نفس و مسائل دیگری که خالی از یقین بما هو یقین است حاصل میشود، لذا از این نقطهنظر نمیتواند جایگزین عرفان و وافی به آن چیزی شود که عرفان در صدد آن است و با مشاهده و شهود به آن میرسد.
- سوره بقره (٢) آیه ٢٦٩.

