
سیری در تاریخ پیامبر اکرم صلّی اللَه و علیه و آله و سلّم - ج۲
جلد دوم از مجموعۀ وزین «سیری در تاریخ پیامبر اکرم» حاصل بیانات حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی پیرامون «تاریخ پیامبر اسلام با رویکردی تحلیلی، تربیتی، اعتقادی و عرفانی» میباشد که در زمان حیات والد معظّمشان حضرت علامه طهرانی قدّساللَهسرّهما ایراد گردیده است. در این مجلد، حضرت آیتاللَه طهرانی با ایراد بیاناتی شیوا و سلیس، پیرامون تاریخ پیامبر اکرم ـ صلّیاللَهعلیهوآله ـ به بررسی و تحلیل «نحوۀ شناخت سیره انبیاء» و «چگونگی تبعیت از حرکت انبیاء و اولیاء» و «لزوم عقلانیت و یقین در تأسّی به انبیاء و اولیاء» با تکیه بر آیات و روایات مربوطه و مبانی عقلی و عرفانی، پرداختهاند که در نوع خود بینظیر است. این بیانات بههمراه مقدمۀ ایشان در مجلد اول، به زیور طبع آراسته و به ساحت علم و فضیلت تقدیم میگردد. اهم مطالبِ این مجلّد: • فرق بین امام واقعی و امام ساختۀ اوهام و تخیّلات • «تبلیغات» بزرگترین وسیلۀ استعمار برای از بین بردن تعقّل در مسلمین • جعل حدیث و تحریف در دین توسّط علمای سوء • خصوصیات علمای راستین و مبلغان حقیقی دین خدا • تأثیر فتاوای انحرافی علمای سوء در انحطاط دینِ مردم عوام • روشهای استعمار و رژیمهای ظالم در استفاده از علمای سوء • اهمیت یقین در تشخیص سیره اهلبیت • شک و تردید به مسیر، بالاترین خطر در راه خدا • راه حصول مرتبۀ یقین قلبی و علم باطنی • تفاوت یقین ظاهری و یقین باطنی • علت نیاز به پیامبر و امام جهت تکامل نفوس • محدودۀ حجیت حکم عقل و شرع، و حکم امام علیهالسلام • معنای «معروف» و «منکر» در فرهنگ اسلام و جاهلیّت
سیری در تاریخ پیامبر اکرم صلّی اللَه و علیه و آله و سلّم - ج۲
121خودشان است؟! یعنی چه؟ یعنی اینها به درد ما نمیخورد! اینها همین افرادی هستند که آن مطامع را برای عوامّ مردم جا میاندازند!
نقد کلام برخی علمای ظاهربین در قیاس حضرت ابوالفضل و حضرت علیاکبر با سایرین
سال گذشته عرض کردم1 که مرحوم محدّث نوری کتابی به نام نفس الرّحمن فی فضائل سلمان نوشته است و در این کتاب، خود را در مقام ملاکگیری و قضاوت دستگاه آفرینش قرار داده است و انگار از آن عالم بالا بر تمام این خلایق مسلّط است، و میگوید: «بعد از ائمّه علیهم السّلام، هیچکس به مقام و رتبۀ سلمان نمیرسد.»2
جناب محدّث نوری، شما که چند کتاب خواندهاید و هنوز در مرحلۀ اثبات ماندهاید، خیال میکنید مسئله تمام است؟! شما مگر به ثبوت قضیّه رسیدهاید؟! شما مگر از باطن حضرت ابوالفضل العبّاس خبر دارید که آمدهاید این مطالب نسنجیده را گفتید؟ شما مگر از آنچه که در دل علیٌّ الأکبر میگذرد، اطّلاع دارید که آمدید این حرفهای ناصواب را بیان کردید؟! بعد متوجّه شدیم: عجب، امثال ایشان فعلاً هم وجود دارند! همین آقایی که این کتاب را نوشته است، گفته است: «بعد از معصومین، هیچ کسی مانند فلانی نیامده است!»
اینها میآیند در دستگاه امام حسین تصرّف میکنند! آخر چه کسی به شما اجازه داده است که راجع به حضرت ابوالفضل و حضرت علیاکبر و... قضاوت کنید؟! در روز قیامت باید جواب بدهید!
حضرت سیّدالشّهدا راجع به حضرت ابوالفضل میفرماید: «الآنَ إنکَسَرَ ظَهری؛3 ای برادر، الآن کمرم شکست!» یعنی اتّکای حضرت سیّدالشّهدا در عاشورا به حضرت ابوالفضل بود!
امام سجّاد علیه السّلام میفرماید:
- رجوع شود به ج ١، ص ٢٨٦.
- نفس الرّحمن فی فضائل سلمان، ص ٢٤٢.
- مقتل الحسین، خوارزمی، ج ٢، ص ٣٤.
