
سیری در تاریخ پیامبر اکرم صلّی اللَه و علیه و آله و سلّم - ج۱
جلد اول از مجموعۀ وزین «سیری در تاریخ پیامبر اکرم» حاصل بیانات حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی پیرامون «تاریخ پیامبر اسلام با رویکردی تحلیلی، تربیتی، اعتقادی و عرفانی» میباشد که در زمان حیات والد معظّمشان حضرت علامه طهرانی قدّساللَهسرّهما ایراد گردیده است. در این مجلد، حضرت آیتاللَه طهرانی با ایراد بیاناتی شیوا و سلیس، پیرامون تاریخ پیامبر اکرم ـ صلّیاللَهعلیهوآله ـ به بررسی و تحلیل «ابعادِ مُلکی و ملکوتیِ تاریخ آنحضرت از دوران کودکی تا دوران رسالت و بعد از آن» با تکیه بر آیات و روایات مربوطه و مبانی عقلی و عرفانی، پرداختهاند که در نوع خود بینظیر است. این بیانات بههمراه مقدمۀ ایشان به زیور طبع آراسته و به ساحت علم و فضیلت تقدیم میگردد. اهم مطالبِ این مجلّد: • اهمیت تأمّل در تاریخ ادیان خصوصاً اسلام • تأثیر مطالعه سیرۀ پیامبر و اهلبیت در فهم دین • لزوم اقتدا به سیرۀ رسولاللَه • اسوهبودن تمام زندگی پیامبر از طفولیّت تا وفات • تحلیل اسرار ولادت پیامبر اکرم • ویژگیهای روحی پیامبر در کودکی و جوانی • علت عصمت آنحضرت از بدوِ تولّد • الگو بودن حضرت خدیجه علیهاالسلام برای جمیع انسانها • تأثیرات ملکوتی ازدواج پیامبر اکرم با حضرت خدیجه • احاطۀ علمی معصومین بهواسطۀ اتصال به مراتب اسماء و صفاتالهی • مضرّات وصول به حقیقت از راه معجزات ظاهری • کیفیت تأثیر تجلیّاتذاتی پیامبر اکرم بر جسم ایشان • قرآن حکایتکننده از تکوین، و منطبق با تمام مراتب نفس • اختلاف انبیاء بخاطر تفاوت در سعۀ صدر • اسرار اعلام وصایت امیرالمؤمنین در جریان انذار عشیره
سیری در تاریخ پیامبر اکرم صلّی اللَه و علیه و آله و سلّم - ج۱
107حرارت آفتاب شدّت پیدا میکند، ابری پیدا میشود و بر سر آن حضرت سایه میاندازد. کاروان در نزدیکی دیر آن راهب توقّف میکند. دأب آن راهب نصرانی معروف بر این بود که اگر کاروانی از آنجا عبور میکرد، اعتنایی به آنها نمیکرد و با آنها صحبت نمیکرد و به کار خود مشغول بود؛ ولی از قبل برای چنین روزی عُدّه1 و غذا تهیه کرده بود، گویی خبر داشت که چنین قافلهای از اینجا عبور میکند و خصوصیّاتی دارد و از بقیّۀ قوافل امتیاز دارد. لذا وقتی کاروان به آن مکان رسید، کاروانیان بدون توجّه به دیر راهب، همینکه مشغول شدند تا اسباب و اثاثیۀ خود را بگسترانند، راهب از دیر بیرون آمد و از آنها تقاضا کرد که به دیر بیایند و از غذاهای او استفاده کنند. آنها گفتند: ما خیلی زیاد از اینجا رفتوآمد میکنیم و میکردیم، تا بهحال با ما صحبت نمیکردی و با ما رفتوآمد نداشتی! او میگوید: «امروز با روزهای دیگر فرق میکند و مسئله متفاوت است! حالا در این دیر ما بیایید تا ببینیم چه خبر است!»
افراد را برمیدارد و به دیر میبرد و به آنها میگوید: «همۀ افرادی که با شما هستند امروز مهمان من هستند و باید از این غذای من استفاده کنند!»
همه به دیر راهب میآیند و مشغول غذا خوردن میشوند؛ ولی پیغمبر اکرم باقی میمانند، که در زیر سایۀ درختی نزد اسباب و امتعۀ کاروان نشسته بودند و درخت شاخههای خود را پایین آورده بود تا بر سر آن حضرت سایه بیندازد!
آن راهب وقتی تفحّص میکند، میبیند که همه آمدند ولی آن ابری که با آنها در حال حرکت بود همانجا ایستاده است!
عجیب است! وقتی انسان در بعضی از تواریخ نگاه میکند، این مطالب را بعید میشمرند، درحالیکه خود امام علیه السّلام این مطلب را روایت میکند که: «پیغمبر از هر جایی عبور میکردند، حجر و مدر و شجر بر آن حضرت سجده میکردند.»2 و یا اینکه میبینیم که در حضرت عبدالله نوری بود که به هرجا میرفت، بهواسطۀ آن
- لغتنامۀ دهخدا: «عُدّة: آنچه مهیّا شود برای مقابله با حوادث روزگار، از مال و سلاح.»
- الکافی، ج ١، ص ٤٤٢.
