
نفحات انس
انسان کامل در فرهنگ شیعه
کتاب نفیس «نفحات انس» مجموعه پیادهشدۀ مصاحبات حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه با مؤسسۀ محترم شمسالشّموس، پیرامونِ «انسان کامل در فرهنگ تشیّع» بهنحو عامّ، و تبیینِ «مقام عرفانی عارف کامل حضرت حاج سیدهاشمحداد قدّساللَهسرّه» بهنحو خاص، میباشد که با لسانی سلیس و بیانی روان به تبیین آموزههای اصیل عرفانی پیرامونِ این موضوعِ پیچیده پرداخته، که به عنوان مقدمهای در شناخت انسان کامل، رهپویان طریق حق و مسیر هدایت را به تحقیق گسترده در این موضوع دعوت میفرماید. اهم مطالب مندرج در این اثر: • علّت تأکید اولیایالهی بر اتقان در خواندن دروس طلبگی • دیدگاه و بینش متعالی مرحوم حدّاد دربارۀ واقعۀ عاشورا • تجلّی توحید به نحو اَتمّ در سیدالشهداء علیهالسلام در روز عاشورا • کیفیت جمع میان وحدت و کثرت در روز عاشورا • تبیین حقیقت ولایت اهلبیت علیهمالسلام و اولیایالهی • کلام مرحوم حدّاد نازلکننده حق است نه منطبق بر واقع • تبیین حقیقت مقام «لاهو الا هو»، «مقام احدیّت» و «مقام واحدیّت» • حجیّت کلام اولیایالهی عیناً همانند حجیّت کلام معصومین • کیفیت اتحاد اولیایالهی با امام معصوم در حقیقت ولایت • تفاوت بین سعۀ وجودی امام زمان علیهالسلام و عارف کامل • تفاوت مراتب شهود در میان اولیایالهی • عدم تفاوت بین غیبت و ظهور امام، نزد عارف باللَه • منزلت و علوّ مقام حضرت زهرا سلاماللَهعلیها در بیان مرحوم حدّاد • عدم تنازل عارفکامل از مقام توحید • ابتهال و تجرد نفسانی علامه طهرانی هنگام شنیدن نام امام زمان علیهالسلام • نیاز به ادراک شهودی برای فهم کلام اولیایالهی • عدم امکان وصول به حقیقت معا
نفحات انس
79میگویند: بعضیها شجاع هستند، بعضیها شعور ترس را ندارند و اصلاً نمیدانند ترس چیست؛ بین شجاعت و بین عدم شعور ترس خیلی فرق است.
و همینطور نگاه کنید به یک طفل ده ساله، خب مدرکاتش نسبت به مسئله خیلی پایین است، چون تعلّقاتش پایینتر است؛ یا تعلّقاتش پایینتر است، چون مدرکاتش پایینتر است. و همینطور بیایید، بیایید تا یک طفل شیرخوار، بچۀ پنج ماهه، شش ماهه یا ده ماهه که غیر از مادر و شیری که از مادر میخورد هیچ تعلّقی ندارد؛ میبینید که اصلاً نفس و تعلّق و نفسانیّات ندارد، فقط یکپارچه نور است و صفا و روحانیّت. اتّفاقاً روایت هم داریم که انسان باید این خصال و خصوصیّاتی را که بچّهها دارند، یاد بگیرد؛1 که یکی از آنها همین عدم تعلّقات است.
کلام مرحوم حدّاد پیرامون عدم تعلّق به خود
مرحوم آقای حدّاد میفرمودند:
من گاهی میبینم این بچۀ چند روزهای که به دنیا آمده، کمی و به اندازۀ سر سوزنی یک حالت وجود در خودش دارد (به همان مقدار که همین بچۀ چند روزه برای ارتزاق و شیر خوردن به دنبال مادرش میگردد)؛ امّا وقتی من به خودم نگاه میکنم، میبینم این را هم ندارم!
خیلی عجیب است! بچۀ چند روزه به اندازۀ یک میل و یک سانت تعلّق دارد که اصلاً قابل تصوّر نیست! ایشان میگویند: من میبینم آن هم در من نیست! یعنی یک حقیقت و واقعیّتی که فقط جسمی از او در مقابل ماست، هرچه هست همان وجود مجرّد است که به اینجا آمده، بدون اینکه اصلاً هیچ نفسی و تعلّقی داشته باشد. این همان مسئلۀ مظهریّت «لا هو إلّا هو» است.
البته من خیلی به اجمال و با تمثیل عرض کردم که: وجود نازلۀ ذات پروردگار است، بدون هیچگونه تعلّق و تعیّناتی که سایر افراد ـ و لو به مراتب بسیار بالا رسیدند، و لو از خود گذشتند، و لو به مراتب توحید رسیدند ـ دارند. ولی این
- المواعظ العددیّة، ص ٣٤٠؛ جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به روح مجرّد، ص ٥٩٧.
