
مهر فروزان
نمائی اجمالی از شخصیت علمی و اخلاقی حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی
کتاب شریف «مهر فروزان» اثر ذیقیمتِ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه میباشد که به معرّفی اجمالیِ شخصیت علمی و اخلاقیِ عارف بالله و بأمرالله حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللهنفسهالزکیّة پرداخته و شمّهای از اصول تربیتی و سیرۀ عملی آن عارف ربانی را برای جویندگان راه خدا و پیروان مکتب اهلبیت علیهمالسلام به رشتۀ تحریر درآورده است. اهمّ مطالب مندرج در این اثر: • نقش بسزای علامه طباطبائی در ساختار معرفتی علامه طهرانی • عقل و شرع و شهود سهرکن اساسی مکتب عرفانی علامه طباطبایی • ارتباط وثیق علامه طهرانی با آیةالله سیدجمالالدین گلپایگانی • خوف از ابتلاء به مرجعیّت و التجاء به ائمه علیهمالسلام • ارتباط با عارف بالله حضرت آیةالله حاج شیخ محمدجواد انصاری همدانی رضوانالله علیهما • توفیق اتصال به محضر آیتالحق و العرفان، حاج سیدهاشم حداد رضواناللهعلیه • اساس فعالیت علامه در مسجد، تببین معارف بدون مصلحتاندیشی • تربیت طلّاب و دانشجویان علوم اسلامی، و شاگردان سلوکی • بعضی از مبانی علامه طهرانی در مسائل مختلف فقهی و اجتماعی • منع علامه از ورود افراد در مسائل ربویِ بانکها • حرمت رجوع به حکّام ظالم در مرافعات • اهتمام به اداء نماز در پنج نوبت • مواظبت علامه طهرانی در استعمال عناوین و تعابیر واقعی • عدم تنازل از توحید در روش تربیتی مرحوم علامه • اهتمام علامه بر حفظ شاخصههای فرهنگی اسلام و تشیع • شخصیت سیاسی علامه طهرانی • ملموسبودنِ روح حیات و ارتباط با ضمیر خواننده در تألیفات علامه طهرانی • خدمت به خلق و ایجاد محبت و صفا از خصائص علامه طهرانی • عظمت روح و تعالی نفسِ قُدسیِ علامه طهرانی
مهر فروزان
80بیرون آمده و خود را در اختیار یک مشت پزشک شرابخوار همهکارۀ از خدا بیخبر در مملکت کفر قرار داده است؟! این ننگ اسلام است! ننگ تشیّع است! اسلام عزیز است! منیع است! و این کارها مخالف با عزّت اسلام است. من اگر چه از دنیا بروم، تن به این ذلّت و نکبت نخواهم داد!1
هنگام کسالت، با وجود اصرار شدید اطبّا بر آمدن به منزل، خود به مطبّ آنان مراجعه مینمودند.
حال ببینید این عمل و کردار، چه تأثیری در آن طیف از اطبّا به وجود میآورد و چگونه آنان را منقلب مینماید، و آنها را با چه پدیدهای روبرو میسازد! پدیدهای که شاید کمتر با آن برخورد داشتهاند. آیا این عمل، ارشاد به حقّ و حقیقت و اسلام و روح دین و سنّت پیامبر و سیره ائمّۀ هدی علیهم السّلام و توجّه به عوالم بالا و انسانیّت و شرف و عزّت نیست؟!
نکته بسیار قابل توجّه و فوقالعاده مهمّ در اینجا، این است که:
تمام این مسائل و تمکین در برابر تقدیر الهی و سپردن امور به دست اطبّا و مَهَره فنّ، در حالی است که ایشان به عنوان یک سالک واصل و عارف کامل، مظهر جمیع اسماء و صفات الَهیّه بوده؛ و اهل فنّ مطّلعند: کسی که به این مرحله برسد، دیگر مسألهای برای او مجهول و کاری برای او غیر مقدور نخواهد بود. و در بیان بزرگترین اعجاز از برای ایشان همین بس که برخورد ایشان با این امور به نحوی بود که گویا به هیچوجه از کمّ و کیف مطلب، و از ضرر و صلاح کار اطّلاعی ندارند؛ و چنان تسلیم در برابر مشیّت حضرت حقّ بودند که گویا راهی جز این و طریقی سوای این مسیر، معیّن و مشخّص نگردیده است.
روزی یکی از اطبّای معروف و متخصّص در جرّاحی مغز و اعصاب در مشهد، به نام آقای دکتر حاج علیرضا بیرجندی ـ سلّمه الله تعالی ـ که از دوستان و رفقای
- رجوع شود به روح مجرّد، ص ٢١١ تعلیقه.
