
مهر فروزان
نمائی اجمالی از شخصیت علمی و اخلاقی حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی
کتاب شریف «مهر فروزان» اثر ذیقیمتِ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه میباشد که به معرّفی اجمالیِ شخصیت علمی و اخلاقیِ عارف بالله و بأمرالله حضرت علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللهنفسهالزکیّة پرداخته و شمّهای از اصول تربیتی و سیرۀ عملی آن عارف ربانی را برای جویندگان راه خدا و پیروان مکتب اهلبیت علیهمالسلام به رشتۀ تحریر درآورده است. اهمّ مطالب مندرج در این اثر: • نقش بسزای علامه طباطبائی در ساختار معرفتی علامه طهرانی • عقل و شرع و شهود سهرکن اساسی مکتب عرفانی علامه طباطبایی • ارتباط وثیق علامه طهرانی با آیةالله سیدجمالالدین گلپایگانی • خوف از ابتلاء به مرجعیّت و التجاء به ائمه علیهمالسلام • ارتباط با عارف بالله حضرت آیةالله حاج شیخ محمدجواد انصاری همدانی رضوانالله علیهما • توفیق اتصال به محضر آیتالحق و العرفان، حاج سیدهاشم حداد رضواناللهعلیه • اساس فعالیت علامه در مسجد، تببین معارف بدون مصلحتاندیشی • تربیت طلّاب و دانشجویان علوم اسلامی، و شاگردان سلوکی • بعضی از مبانی علامه طهرانی در مسائل مختلف فقهی و اجتماعی • منع علامه از ورود افراد در مسائل ربویِ بانکها • حرمت رجوع به حکّام ظالم در مرافعات • اهتمام به اداء نماز در پنج نوبت • مواظبت علامه طهرانی در استعمال عناوین و تعابیر واقعی • عدم تنازل از توحید در روش تربیتی مرحوم علامه • اهتمام علامه بر حفظ شاخصههای فرهنگی اسلام و تشیع • شخصیت سیاسی علامه طهرانی • ملموسبودنِ روح حیات و ارتباط با ضمیر خواننده در تألیفات علامه طهرانی • خدمت به خلق و ایجاد محبت و صفا از خصائص علامه طهرانی • عظمت روح و تعالی نفسِ قُدسیِ علامه طهرانی
مهر فروزان
57و پیرو ائمّۀ معصومین صلوات الله علیهم أجمعین، اصل تمسّک به حقّ و واقعیّت و اخذ به حقیقت دین، و ممشای اولیاء مقرّبین، و دوری گزیدن از هر گونه تقلید و اتّباع کورکورانه از اهواء و آراء نوع بنی آدم و بشر جائز الخطاء و العصیان میباشد.1
میتوان گفت که: آفت تقلید و تبعیّت غیر محقّقانه و بدون دلیل و حجّت شرعی، و اکتفای به تخیّلات و اوهام و ظنون غیر مشروعه، بزرگترین رهزن طریق و صادّ عن سبیل الله و محرّف مسیر حقّ میباشد.
اغلب کسانی که چند صباحی قدمی در راه کمال زده و سیر مدارج روحانی نموده آنگاه متوقّف شدهاند، و چه بسا میل به قهقرا نموده و یا خدای ناکرده به زلاّت و خطرات و سرگشتگیها و گمگشتگیهایی مبتلا شدهاند، به واسطۀ اصغاء به وساوس و زمزمههای به ظاهر وجیه افراد غیر مطّلع و ناآگاه از راه توحید و حرکت إلی الله بوده و خواهد بود.
آفت تقلید، اعتقاد به حقّ را زائل و انسان را سردرگم و گمگشته و حیران به حال خود رها مینماید. آفت تقلید و حرف شنوی بیجا، قدرت حرکت را از سالک سلب مینماید و او را به دست اجانب، یله و رها میسازد. آفت تقلید، نور هدایت را خاموش و چراغ منیر ظلمات را باطل مینماید. خداوند به انسان فهم و ادراک و عقل و شعور و بیّنه و حجّت و آیه و دلیل عطا نموده است. انسان نباید از تمام این امور صرف نظر نموده، گوش جان را مأمنی مستعدّ و ظرفی آماده و پرداخته، برای نغمۀ هر خنّاس و شیّادی قرار دهد، و مصداق کریمۀ: ﴿قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغۡوِيَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾2 گردد.
در آیۀ شریفه، کلام الهی بسیار عالی و راقی از این حقیقت تلخ و جانکاه پرده برمیدارد. در سورۀ زخرف میفرماید:
- رجوع شود به اسرار ملکوت، ج ٢، ص ١٩٥.
- سوره صۤ (٣٨) آیه ٨٢. ترجمه از امام شناسی، ج ٥، ص ٥٦:
«شیطان به خدا گفت: سوگند به عزّت خودت که من همۀ افراد بنیآدم را اغواء میکنم.»
