اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مهر فروزان

نمائی اجمالی از شخصیت علمی و اخلاقی حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی

46٬914

کتاب شریف «مهر فروزان» اثر ذی‌قیمتِ حضرت آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه می‌باشد که به معرّفی اجمالیِ شخصیت علمی و اخلاقیِ عارف بالله و بأمر‌الله حضرت علامه آیة‌‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیّة پرداخته و شمّه‌ای از اصول تربیتی و سیرۀ عملی آن عارف ربانی را برای جویندگان راه خدا و پیروان مکتب اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام به رشتۀ تحریر درآورده است.  اهمّ مطالب مندرج در این اثر:  • نقش بسزای علامه طباطبائی در ساختار معرفتی علامه طهرانی  • عقل و شرع و شهود سه‌رکن اساسی مکتب عرفانی علامه طباطبایی  • ارتباط وثیق علامه طهرانی با آیة‌الله سیدجمال‌الدین گلپایگانی  • خوف از ابتلاء به مرجعیّت و التجاء به ائمه علیهم‌السلام  • ارتباط با عارف بالله حضرت آیة‌الله حاج شیخ محمد‌جواد انصاری همدانی رضوان‌الله علیهما  • توفیق اتصال به محضر آیت‌الحق و العرفان، حاج سیدهاشم حداد رضوان‌الله‌علیه  • اساس فعالیت‌ علامه در مسجد، تببین معارف بدون مصلحت‌اندیشی‌   • تربیت طلّاب و دانشجویان علوم اسلامی، و شاگردان سلوکی  • بعضی از مبانی علامه طهرانی در مسائل مختلف فقهی و اجتماعی  • منع علامه از ورود افراد در مسائل ربویِ بانک‌ها  • حرمت رجوع به حکّام ظالم در مرافعات  • اهتمام به اداء نماز در پنج نوبت  • مواظبت علامه طهرانی در استعمال عناوین و تعابیر واقعی  • عدم تنازل از توحید در روش تربیتی مرحوم علامه  • اهتمام علامه بر حفظ شاخصه‌های فرهنگی اسلام و تشیع  • شخصیت سیاسی علامه طهرانی   • ملموس‌بودنِ روح حیات و ارتباط با ضمیر خواننده در تألیفات علامه طهرانی  • خدمت به خلق و ایجاد محبت و صفا از خصائص علامه طهرانی  • عظمت روح و تعالی نفسِ قُدسیِ علامه طهرانی

سرای جاوید

مهر فروزان

34
  •  امام علیه السّلام می‌بینیم و می‌شنویم، به مقدار نورانیّت و حقایق منطویۀ در وجود امام علیه السّلام است، یا اینکه مطلب چیز دیگری است؟ در اینجا به مطلب دوّم که: شناخت حقیقی و واقعی امام علیه السّلام است می‌رسیم.1

  •  اختلاف و افتراق بین امام علیه السّلام و سائر افراد ـ بأیِّ نحوٍ کان ـ اختلاف و تمایز جوهری است، نه صرفاً امتیاز در أعراض و صفات ظاهری. علوم و مُدرَکات انسان‌ها به جمیع اصناف و طبقات، بر اساس صُوَر مُرتسمه و علوم حصولی در تعیین آنها می‌باشد. و این علوم و مدرکات از حواسّ ظاهر منبعث شده، و با جمع و تفریق‌هایی در ذهن آدمی منقوش می‌گردند. بلی، ممکن است انسان با ریاضاتی شرعیّه و شرائطی که موجب تزکیۀ نفس گردد، بسیاری از مُدرکات خود را از طریق باطن و با انکشاف عوالم غیب و وصول به مدارج و معارج عوالم عِلْوی اکتساب نماید، لیکن مدرکات امام علیه السّلام بر اساس شهود است؛ و آن، حاصل و نتیجۀ تغییر و تبدیل جوهری نفس اوست، که به واسطۀ حرکت و سیر طریق إلی الله و وصول به حریم کبریایی حقّ و فناء تامّ و مطلق در ذات احدیّت و حذف جمیع تعیّنات ماهوی، هر تعیّنی از تعیّنات بشری را کنار گذارده، مندکّ در ذات پروردگار و هوهویّت محضه گردیده است. او دیگر بشر نیست و اوصاف بشری را فاقد است. فعل او فعل خدا، کلام او کلام خدا، سرّ و سویدای او جز خدا نیست.2

  •  

    1. رجوع شود به امام شناسی، ج ٥، ص ١٨٠؛ ج ٢، ص ١٧٦؛ روح مجرّد، ص ٣٧٢ و ٥١٣.
    2. اسرار ملکوت، ج ٢، ص ١٠٢:
      «بنده در مقام عبودیّت و انقیاد و مجاهده و مراقبه باید تا آنجا به پیش برود که نه تنها در مقام فعل و کردار، و نه تنها در مقام تصوّر و تخیّل، و به عبارت دیگر در مقام بروز و ظهور صور مثالی و برزخی، هیچ خلاف و انحراف و اعوجاجی در او مشاهده نگردد؛ بلکه باید پا را از این مرتبه فراتر نهد و حقیقت وجود خود را فراتر از عالم مثال و ملکوت، به صقع جبروت و لاهوت کشاند و نفس خود را در قربانگاه حریم یار قربانی نماید تا اینکه حتّی کمترین شائبه‌ای در نفس و ضمیر او نسبت به آثار و تعلّقات ذات خود وجود نداشته باشد تا اینکه مجبور باشد در مقام امتثال و حکم 
      و تکلیف آن را از خود بزداید و نفی نماید؛ بلکه از آنجا که دیگر نفسی برای او باقی نمانده است و ذاتی سوای ذات حضرت حقّ وجود عینی و خارجی پیدا ننموده، پس هرچه می‌آید از ذات حقّ می‌آید، و هرچه ادراک می‌کند حقیقت علمیّه حقّ را ادراک می‌کند، و هر کاری که انجام می‌دهد فعل حقّ است که بدین صورت و شکل ظهور نموده است. او دیگر فکر نمی‌کند تا ببیند صلاح و فساد در کجاست و آنگاه صلاح را برگزیند. او دیگر به سلسله علل و اسباب ظاهریّه توجّه نمی‌کند تا با آمیختن آنها و ترکیب آنها و حاصل و نتیجه قیاس از قضایای علمی و ظاهری و اعتباری بخواهد حقّ را از میان اوهام و اباطیل متمایز و مشخص نماید. در اینجا دیگر فکر او ظهور بلا واسطۀ ارادۀ علمی حقّ است، و فعل او ظهور بدون واسطه اراده قدرت حقّ است، و کلام او ظهور بلا واسطۀ کلام و گفتار حقّ است. او دیگر از مرتبه بشری بیرون آمده و ربّانی شده است، و از حیطه مدرکات آدمی خارج گشته و الهی شده است. و به عبارتی رسا و واضح اگر بخواهیم او را در مقام ثبوت توصیف نماییم، باید بگوییم: او خدای مجسّم و مقیّد و محدود در عالم طبع و کثرت است.»
/ 3