
افق وحی
نقد نظريه دکتر عبدالكريم سروش درباره وحى
کتاب «افق وحی» اثر بینظیر حضرت آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه میباشد که به انگیزۀ «نقد نظریۀ دکتر عبدالکریم سروش پیرامون وحی» تدوین شده است. نویسنده با دلایلی محکم و ادلهای متقن به رد و نقد این نظریه پرداخته و حقیقت وحی را که متنزّل از عالم ربوبی است، مبرّا از هر گونه نقص و اشکال و اعوجاج و انحراف، معرّفی میفرماید. از آنجا که پاسخ برخی بزرگان به این نظریه، خالی از نقاط شبههانگیز نبود و باعث تثبیت نظریات انحرافیِ صاحب مقاله شده است، مؤلف محترم تأمّلاتی در اینگونه پاسخها نیز نموده و موارد خبط و خطا را با ادلۀ متقن بیان فرمودهاند. اهم مطالب مندرج در کتاب: • ضوابط طرح شبهه و اشکال در باورهای دینی • تبیین حقیقت توحید و تفاوت مراتب اسماء کلیۀ پروردگار • تبیین و اثبات توحید افعالی و ذکر شواهدی از آیات و روایات و کلمات بزرگان درباره این موضوع • اتحاد ارادۀ نبیخدا و ولیّ کاملالهی با ارادۀ خدا • علم حضوری اولیایالهی به وقایع گذشته و حال و آینده • حقیقت وحی و الهام • نقد شبهات مختلفِ صاحبشبهه مشتمل بر: • نقدِ «مقایسه شعر شعراء با وحی پیامبران»؛ • نقدِ «مدعای تأثیر محیط، فرهنگ زمانه و شخصیت پیامبر در کیفیت تلقّی و بیان وحی»؛ • نقدِ «شبهۀ خطاپذیری قرآن»؛ • نقدِ «شبهه فهمِ مراد جدی قرآن بهوسیلۀ علوم تجربی»؛ • نقدِ «شبهۀ یکنواخت نبودن بلاغت قرآن»؛ • نقدِ «شبهۀ عدم علم پیامبر بر تاریخ گذشتگان و دانش زمان خویش و علوم امروزی»؛ • نقدِ «شبهه جواز ورودِ دروغ مصلحتآمیز در قرآن» و دیگر شبهات مطروحه در مقاله.
افق وحی
251ضمن، به از بین بردن موشها پرداخت. قریب ده روز از این جریان نگذشته بود که بهکلّی منزل ما از وجود موشها پاک شد و اثری از آنها دیگر مشاهده نشد. دوباره آسایش و آرامش به زندگی ما بازگشت و امور منزل، روال طبیعی خود را از سر گرفت. قریب دو ماهی که از این مسئله گذشت، اهلبیت بهواسطۀ حضور این گربه در منزل اظهار ناراحتی و تردید مینمود و دیگر وجود او برایش میمون و خوشایند نبود، و هرچه من میگفتم: که بگذارید این حیوان در خانه بماند، او به ما خدمت کرده است و خدا را خوش نمیآید که او را از خانۀ خویش برانیم، نپذیرفت. تا اینکه بالأخره به یکی از اولاد خود میگوید آن را ببرد و در بیرون شهر رها سازد تا دیگر به اینجا باز نگردد؛ او نیز گربه را برمیدارد به بیرون همدان میبرد و رها میسازد و خود به منزل باز میگردد.
پس از تبعید این حیوان چند روزی نمیگذرد که دوباره ما احساس کردیم منزل دارای موش شده است و در عرض دو سه روز، همان مسئله با شدّت و حدّت خود از نو تکرار شد و همان مکافات و دردسرها و اذیّتها پدیدار گشت، و ما پشیمان از راندن این حیوان که چرا این کار را با او کردیم! امّا دیگر سودی نداشت و ما همچنان روزها را با اذیّت و آزار آنها سپری مینمودیم.
روزی من برای خواب به زیرزمین که حوضخانه بود، رفتم و در کنار حوض، بعدازظهر به استراحت پرداختم. هنوز زمانی از خواب من نگذشته بود که صدایی احساس کردم و از خواب برخاستم، در کمال تعجّب و ناباوری دیدم همان گربه به خانه برگشته و موشی را کشته و در برابر من قرار داده و با صدای خود و اشارۀ دست، آن موش را به من نشان میدهد؛ و این مسئله چند مرتبه تکرار شد! در همان وقت، من احساس شرمندگی و خجالت از کردۀ اهل منزل نسبت به آن حیوان نمودم که چگونه این محبّت و گذشت او را پاس نداشتیم و او را از منزل اخراج نمودیم!
مرحوم همایونی سپس گفتند:
پس از اینکه آن روز این حیوان آن موش کشته را به من نشان داد و با اشارۀ
