
افق وحی
نقد نظريه دکتر عبدالكريم سروش درباره وحى
کتاب «افق وحی» اثر بینظیر حضرت آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه میباشد که به انگیزۀ «نقد نظریۀ دکتر عبدالکریم سروش پیرامون وحی» تدوین شده است. نویسنده با دلایلی محکم و ادلهای متقن به رد و نقد این نظریه پرداخته و حقیقت وحی را که متنزّل از عالم ربوبی است، مبرّا از هر گونه نقص و اشکال و اعوجاج و انحراف، معرّفی میفرماید. از آنجا که پاسخ برخی بزرگان به این نظریه، خالی از نقاط شبههانگیز نبود و باعث تثبیت نظریات انحرافیِ صاحب مقاله شده است، مؤلف محترم تأمّلاتی در اینگونه پاسخها نیز نموده و موارد خبط و خطا را با ادلۀ متقن بیان فرمودهاند. اهم مطالب مندرج در کتاب: • ضوابط طرح شبهه و اشکال در باورهای دینی • تبیین حقیقت توحید و تفاوت مراتب اسماء کلیۀ پروردگار • تبیین و اثبات توحید افعالی و ذکر شواهدی از آیات و روایات و کلمات بزرگان درباره این موضوع • اتحاد ارادۀ نبیخدا و ولیّ کاملالهی با ارادۀ خدا • علم حضوری اولیایالهی به وقایع گذشته و حال و آینده • حقیقت وحی و الهام • نقد شبهات مختلفِ صاحبشبهه مشتمل بر: • نقدِ «مقایسه شعر شعراء با وحی پیامبران»؛ • نقدِ «مدعای تأثیر محیط، فرهنگ زمانه و شخصیت پیامبر در کیفیت تلقّی و بیان وحی»؛ • نقدِ «شبهۀ خطاپذیری قرآن»؛ • نقدِ «شبهه فهمِ مراد جدی قرآن بهوسیلۀ علوم تجربی»؛ • نقدِ «شبهۀ یکنواخت نبودن بلاغت قرآن»؛ • نقدِ «شبهۀ عدم علم پیامبر بر تاریخ گذشتگان و دانش زمان خویش و علوم امروزی»؛ • نقدِ «شبهه جواز ورودِ دروغ مصلحتآمیز در قرآن» و دیگر شبهات مطروحه در مقاله.
افق وحی
223الألطاف الإلَهیّة فینکشِف الحجبُ و یرتفِع الغواشی عن عین بصیرته، فیتجلّیٰ فیها بعض ما هو مثبتٌ فی اللوح الأعلی. فیکون تارةً عند المنام فیظهَر به ما سیکون فی المستقبل؛ و تمامُ ارتفاعِ الحجاب یکون بالموت و به ینکشِف الغطاء. و تارةً یُنتَقَش الحجابُ بلطف خفیّ من الله فیلمَع فی القلب من وراء ستر الغیب شیءٌ من غرائب أسرار الملکوت؛ فربما یدوم و ربما یکون کالبرق الخاطف، و دوامُه شاذّ.
فعُلِم أنّ حصولَ العلمِ فی باطن الإنسان بوجوه مختلفةٌ فتارةَ یُکتسَب بطریق الاکتساب و التعلم، و تارةً یُهجَم علیه کأنّه أُلقی إلیه من حیث لا یدری، سواءٌ کان عقیبَ طلبٍ و شوق أو لا.
و الثانی یُسمّیٰ حدسًا و إلهامًا. و هذا ینقسِم إلی ما لا یُطَّلَع معه علی السبب المفید له، و هو مشاهدةُ الملکِ المُلهِم للحقائق من قِبَل الله، و هو العقلُ الفعّال المُلهِم للعلوم فی العقل المنفعل؛ و إلی ما یُطَّلَع علیه.
فالأوّل یسمّیٰ اکتسابًا و استبصارًا، و الثانی إلهامًا و نفثًا فی الروح [فی الروع]، و الثالث وحیًا یختصّ به الأنبیاء، و الّذی قبلَه یختصّ به الأولیاء.
و أما الاکتساب فهو طریقُ النَّظّار من العلماء، فلم یفارِق الإلهامُ الاکتسابَ فی نفس فیضانِ الصور العلمیّة و لا فی قابلها و محلّها و لا فی فاعلها و مفیضِها، و لکن یفارِقه فی طریقة زوال الحجاب و جهته. و لم یفارِق الوحیُ الإلهامَ فی شیء من ذلک، بل فی شدّة الوضوح و النوریّة و مشاهدةِ الملک المفید للصور العلمیة. فإنّ العلومَ ـ کما مر ـ لا یحصُل لنا إلّا بواسطة الملائکة العلمیّة و هی العقولُ الفعّالة بطرقٍ متعدّدة، کما قال سبحانه ﴿وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ ٱللَهُ إِلَّا وَحۡيًا أَوۡ مِن وَرَآيِٕ حِجَابٍ أَوۡ يُرۡسِلَ رَسُولٗا﴾؛1 فتکلیمُ اللهِ عبادَه عبارةٌ عن إفاضة العلوم علی نفوسهم بوجوه متفاوتة، کالوحی و الإلهام و التعلیم بواسطة الرُسل و المعلّمین.2
- سوره شوری (٤٢) آیه ٥١.
- الشواهد الرّبوبیّة، ملاّصدرا، المشهد الخامس، متن، ص ٣٤٧.
