اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

افق وحی

نقد نظريه دکتر عبدالكريم سروش درباره وحى

197٬210

کتاب «افق وحی» اثر بی‌نظیر حضرت آیة‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه می‌باشد که به انگیزۀ «نقد نظریۀ دکتر عبدالکریم سروش پیرامون وحی» تدوین شده است. نویسنده با دلایلی محکم و ادله‌ای متقن به رد و نقد این نظریه پرداخته و حقیقت وحی را که متنزّل از عالم ربوبی است، مبرّا از هر گونه نقص و اشکال و اعوجاج و انحراف، معرّفی می‌فرماید. از آنجا که پاسخ برخی بزرگان به این نظریه، خالی از نقاط‌ شبهه‌انگیز نبود و باعث تثبیت نظریات انحرافیِ صاحب مقاله شده است، مؤلف محترم تأمّلاتی در اینگونه پاسخ‌ها نیز نموده‌ و موارد خبط و خطا را با ادلۀ متقن بیان فرموده‌اند. اهم مطالب مندرج در کتاب: • ضوابط طرح شبهه و اشکال در باورهای دینی • تبیین حقیقت توحید و تفاوت مراتب اسماء کلیۀ پروردگار • تبیین و اثبات توحید افعالی و ذکر شواهدی از آیات و روایات و کلمات بزرگان درباره این موضوع • اتحاد ارادۀ نبی‌خدا و ولیّ کامل‌الهی با ارادۀ خدا • علم حضوری اولیای‌الهی به وقایع گذشته و حال و آینده • حقیقت وحی و الهام • نقد شبهات مختلفِ صاحب‌شبهه مشتمل بر: • نقدِ «مقایسه شعر شعراء با وحی پیامبران»؛ • نقدِ «مدعای تأثیر محیط، فرهنگ زمانه و شخصیت پیامبر در کیفیت تلقّی و بیان وحی»؛ • نقدِ «شبهۀ خطاپذیری قرآن»؛‌ • نقدِ «شبهه فهمِ مراد جدی قرآن به‌وسیلۀ علوم تجربی»؛ • نقدِ «شبهۀ یکنواخت نبودن بلاغت قرآن»؛ • نقدِ «شبهۀ عدم علم پیامبر بر تاریخ گذشتگان و دانش زمان خویش و علوم امروزی»؛ • نقدِ «شبهه جواز ورودِ دروغ مصلحت‌آمیز در قرآن» و دیگر شبهات مطروحه در مقاله.

سرای جاوید

افق وحی

194
  •  و چرا امام رضا علیه السّلام با اطّلاع قبلی از نیّت مأمون و حتّی إخبار آن به بعضی از موالیان خود، اقدام به خوردن آن انگور زهرآلود نمودند.1 و همین‌طور این 

  •  

    1. عیون أخبار الرضا علیه السّلام، ج ٢، ص ٢٤٥:
      «هرثمة بن أعین قال: کنتُ لیلةً بینَ یَدَیِ المأمونِ حتّی مَضیٰ مِنَ اللّیلِ أربَعُ ساعاتٍ، ثمّ أذِنَ لی فی الانصرافِ، فَانصَرَفتُ. فلمّا مَضیٰ مِنَ اللّیلِ نصفُهُ قرَع قارِعٌ البابَ فَأجابَه بَعضُ غِلمانی، فقال له: قل لِهرثمةَ أجِب سَیّدَکَ! قال: فَقُمتُ مُسرِعًا و أخَذتُ عَلیٰ أثوابی و أسرَعتُ إلی سیّدیَ الرّضا علیه السّلام، فَدخَل الغلامُ بین یَدَیَّ و دخَلتُ وَراءَهُ فَإذا أنا بِسَیّدی علیه السّلام فی صَحنِ دارِه جالسٌ، فقال لی: ”یا هرثمة!“ فَقُلتُ: لَبَّیک یا مَولایَ! فقال لی: ”اِجلِس!“ فجلَستُ فقال لی: ”اِسمَع و عِهْ یا هرثمةُ! هذا أوانُ رحیلی إلَی اللهِ تعالیٰ و لُحوقی بِجدّی و آبائی علیه السّلام، و قد بلَغ الکتابُ أجلَهُ 
      و قد عزَم هذا الطّاغی عَلیٰ سَمّی فی عِنَبٍ و رُمّانٍ مَفروکٍ؛ فَأمّا العِنَبُ فَإنّه یَغمِسُ السِّلکَ فی السَّمِّ و یَجذِبُه بالخَیطِ بالعِنَبِ، و أمّا الرّمانُ فَإنّه یَطرَحُ السَّمَّ فی کَفِّ بَعضِ غِلمانِه و یَفرُکُ الرُّمّانَ بِیَدِه لِیَتلَطَّخَ حَبَّهُ فی ذلک السّمِّ. و إنّه سَیَدعونی فی الیَومِ المُقبِلِ و یُقَرِّبُ إلَیَّ الرُّمّانَ و العِنَبَ و یَسألُنی أکلَها، فَآکُلُها؛ ثُمَّ یَنفُذُ الحُکمُ و یَحضُرُ القضاءُ. فإذا أنا مِتُّ، فَسَیَقولُ: أنا أُغَسِّلُه بِیَدی. فإذا قال ذلک فقل له: عنّی بَینَکَ و بَینَهُ إنّه قال لی لا تَتَعَرَّض لِغُسلی و لا لِتَکفینی و لا لِدَفنی؛ فإنّک إن فَعَلتَ ذلک، عاجَلَکَ مِنَ العَذابِ ما أُخِّرَ عنک و حَلَّ بِک ألیمُ ما تَحذَرُ. فإنّه سَیَنتَهی.“
      قال: فَقُلتُ: نعم یا سیّدی. قال: ”فإذا خَلّیٰ بَینَکَ و بَینَ غُسلی حتّی تَریٰ فَیجلِسُ فی عِلوٍ مِن أبنیَتِه مُشرِفًا عَلیٰ مَوضِعِ غُسلی لِینظُرَ، فَلا تتَعَرَّض یا هرثمة لِشَیءٍ مِن غُسلی حتّی تَریٰ فُسطاطًا أبیَضَ قد ضُرِبَ فی جانِبِ الدّارِ؛ فَإذا رَأیتَ ذلک فَاحمِلنی فی أثوابِیَ الَّتی أنا فیها، فَضَعنی مِن وَراءِ الفُسطاطِ و قِفْ مِن وَرائِهِ و یکونُ مَن معک دونَک، و لا تَکشِف عنّی الفُسطاطِ حَتّیٰ تَرانی فَتَهلِکَ! فإنّه سَیُشرِفُ علیک و یقولُ لک: یا هرثمة، أ لیس زَعَمتُم أنَّ الإمامَ لا یُغَسِّلُهُ إلّا إمامٌ مِثلُهُ؟! فمَن یُغَسِّلُ أبا الحسنِ عَلِیَّ بنَ موسیٰ، و ابنُهُ محمّدٌ بِالمدینَةِ مِن بِلادِ الحجازِ و نحن بِطوس؟!
      فإذا قال ذلک فَأجِبهُ و قل له: إنّا نقول إنَّ الإمامَ لا یَجِبُ أن یُغَسِّلَهُ إلّا إمامٌ مثلُه، فَإن تَعَدَّیٰ مُتَعَدٍّ فغَسَّلَ الإمامَ لم تَبطُل إمامَةُ الإمامِ لِتَعَدّی غاسِلِه، و لا بطَلَت إمامَةُ الإمامِ الّذی بعدَهُ بِأن غُلِبَ عَلیٰ غُسلِ أبیهِ؛ و لو تُرِکَ أبوالحسنِ عَلِیُّ بنُ موسَی الرّضا علیه السّلام بِالمدینةِ لَغَسَّلَهُ ابنُهُ محمّدٌ ظاهِرًا مکشوفًا، و لا یُغَسِّلُهُ الآنَ أیضًا إلّا هو مِن حیث یَخفَیٰ.
      فَإذا ارتَفَعَ الفُسطاطُ فَسَوفَ تَرانی مُدرَجًا فی أکفانی فَضَعنی عَلیٰ نَعشی و احمِلنی“» ـ الحدیث.
/ 177