
امام شناسی ج6
جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ • بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری • دست استعمار در احیای آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمیباشد • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غربگرائی است • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي
امام شناسی ج6
78خشم رسول اللَه صلَّى اللَه علیه و آله و سلَّم از شکایت کننده از أمیرالمؤمنین علیه السَّلام
عبد اللَه بن عطاء که راوى این روایت است مىگوید: من این حدیث را براى أبا حرث بن سوید بن غفلة بیان کردم، او به من گفت: عبد اللَه پسر بُرَیده که این حدیث را براى تو بیان کرده است بعضى از فقرات آن را کتمان کرده است. رسول خدا به بریده فرمود: أنَا فَقْتَ بَعْدِی یَا بُرَیْدَةُ1 «اى بریده آیا پس از من نفاق مىورزى؟»
ابن عساکر، در این باره در تحت عنوان احادیث وارده در ولایت، به روایت بریده اسلمىّ بیست و پنج حدیث از شماره ٤٥٨ تا شماره ٤٨٢ در «تاریخ دمشق»، کتاب الإمام أمیرالمؤمنین على بن أبی طالب علیه السّلام آورده است.
در روایت اوّل که شماره ٤٥٨ مىباشد، با سند خود از سعید بن جبیر از ابن عبّاس از بریده نقل مىکند تا مىرسد به آنکه: فَرَأیْتُ وَجْهَ رَسُولِ اللَهِ صَلَّی اللَهُ عَلیه [و آله] وَسَلَّمَ یَتَغَیَّرُ: فَقَالَ: یَا بُرَیْدَةُ ألَسْتُ أوْلَی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أنْفُسِهِمْ؟! فَقُلْتُ: بَلَی یَا رَسُولَ اللهِ! فَقَالَ: مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ2.
«بریده مىگوید: دیدم که رنگ صورت رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم دگرگون شد و فرمود: اى بریده! آیا ولایت من به مؤمنان، از ولایت آنان به خودشان بیشتر و قوىتر نیست؟! گفتم: آرى، اى رسول خدا! آنگاه فرمود: کسى که من مولاى او هستم، على مولاى اوست».
و در روایت دوّم (٤٥٩) با سند خود از سعید بن جبیر از ابن عبّاس از بریده مىآورد که: قَالَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّی اللَهُ عَلیه[و آله] وَسَلَّمَ: عَلِیٌّ مَوْلَی مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ.3
«رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم فرمود: على صاحب اختیار و مولاى کسى است که من صاحب اختیار او هستم».
و در روایت سوّم (٤٦٠) با سند خود از سعید بن جبیر از ابن عبّاس از بریده که قَالَ رَسُولُ اللَهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم: مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ.4
- «أمالى» طوسى، طبع سنگى، ج ١، ص ١٥٧.
- جزء اوّل از کتاب ترجمه امیرالمؤمنین علیه السّلام از «تاریخ دمشق»، ص ٣٦٥ و ص ٣٦٦.
- ص ٣٦٦.
- مصدر سابق ص ٣٦٦.
