
امام شناسی ج6
جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ • بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری • دست استعمار در احیای آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمیباشد • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غربگرائی است • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي
امام شناسی ج6
54«آنگاه حمد خداوند تعالى را بجاى آورد و فرمود: أمّا بعد، اى مردم آیا شما خدا و رسول او را تعلیم مىکنید؟! سوگند به خدا که من از همه شما به خدا داناترم، و تقوایم براى او بیشتر است! و اگر من مىدانستم از آنچه پیش آمد کرده است، در آن زمانى که گذشت، هیچگاه با خود هدى نمىآوردم، و من هم محلّ مىشدم و از إحرام بیرون مىآمدم»!
و در روایتى آمده است که گفتند: چگونه ما این عمل را عمره قرار دهیم، با آنکه ما به نام حجّ إحرام بستیم؟! و این عمل را حجّ نامیدیم؟!
حضرت فرمود: آنچه را که به شما أمر مىکنم بپذیرید! و این تلبیه و نیّت خود را که براى حجّ کردهاید به عمره مبدّل کنید! و اگر خود من هم با خود هدى نمىآوردم، مثل آنچه را که به شما أمر کردهام، خودم عمل مىنمودم، پس بجاى آوردند، و إهلال به عمره کردند، و حجّ در عمره داخل شد».
سُرَافُةُ بْنُ مَالِکِ بْنِ جُعْشُمٍ کِنَانِیّ از آن حضرت پرسید که: یَا رَسُولَ الله! مَتّعْتَنَا هَذِهِ لِعَامِنَا هَذا أمْ لِلأبَدِ؟!1
فَشَبَّکَ صلّی الله علیه و آله و سلّم أصابِعَهُ؛ فَقَالَ: للأبَدِ الأبَدِ دَخَلَتِ الْعُمْرَةُ فی الْحَجِّ هَکَذا إلَی یَوْم الْقِیَامَةِ. وَ فی روایة: فَشَبَّکَ بَیْنَ أصَابِعِه وَاحِدَهً فی اُخْرَی وَ قاَلَ: دَخَلَتِ الْعُمْرَةٌ فی الْحَجّ هَکَذَا ـ مَرّتَیْنِ ـ بَلْ لأبَدِ الأبَدِ.2
«اى رسول خدا! آیا این تمتّعى که ما را در این سال نمودى (و بین عمره و حجّ، اجازه إحلال و تمتّع دادى، و حجّ را داخل در عمره نمودى) فقطّ اختصاص به این سال دارد، یا تا أبد ادامه دارد؟!
حضرت رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم انگشتان خود را در هم داخل کرده و گفتند: بلکه
تا أبد الآباد، تا روز قیامت، همینطور که انگشتان دست من در هم داخل شده است، عمره داخل حجّ شد. و در روایتى آمده است که:
- «سیره حلبیّه» ج ٣ ص ٢٩٧، و «البدایة و النهایة» ج ٥ ص ١٦٦، و «طبقات» ابن سعد ج ٢ ص ١٨٨، و «علل الشرایع» ص ٤١٤. و در این کتاب وارد است که سراقه گفت: یا رسول الله علّمنا دیننا فکأنّا خلقنا الیوم الخ. و «کافى»، فروع، ج ٤، ص ٢٤٩، و «سنن بیهقى» ج ٥ ص ٩٥.
- «سیره حلبیّه» ج ٣ ص ٢٩٧. و «الوفاء بأحوال المصطفى» ج ١ ص ٢١٠.
