
امام شناسی ج6
جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ • بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری • دست استعمار در احیای آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمیباشد • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غربگرائی است • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي
امام شناسی ج6
228٢ ـ تو دعوت خود را جهارا اعلان کن! براى تو کمبود و کوتاهى و شکستى نیست! و بشارت باد تو را به این اعلام، که با آن چشمهائى را تر و تازه مىکنى و از خود خرسند مىگردانى!
٣ ـ تو مرا بدین فرا خواندى! و دعوت کردى! و من مىدانم که تو نصیحت و اندرز خود را بر من تمام کردى! و حقّا تو در این دعوت، صادق و راستگوئى، و پیوسته نیز در آنجا أمین بودى!
٤ ـ و حقّا من دانستهام که: دین محمّد از جهت اتقان و استحکام، از بهترین أدیان و مذاهبى است که در میان مردمان بوده است».
این زمین أبطح همان زمینى است که رسول اللَه در بدو ورود به مکّه در آنجا وارد شدند، و به خانههاى مکّه وارد نشدند، و فرمودند: من در شهرى که از آنجا هجرت کردم، منزل نمىگزینم.
و این زمین چون خصوص همان محلّ معاهده قریش با بنى کنانه است، لذا رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم براى إعلان عظمت و پیروزى اسلام، در این زمین وارد شدند، هم قبل از وقوف به عرفات و هم بعد از وقوف، و روى همین أمر چون در شب سیزدهم در منى از رسول خدا پرسیدند: فردا شما در کجا وارد مىشوید؟! در جواب فرمود: نَحْنُ نَازِلُونَ غَداً إنْ شَاءَ اللَهُ بِخَیْفِ بَنی کِنَانَةَ ـ یَعْنِی الْمُحَصَّبَ 1 ـ «ما فردا ان شاء اللَه در خیف بنى کنانه یعنى در محصّب وارد مىشویم».
در حدیث آمده است که آن حضرت قصد نزول در محصّب را نمودند مُرَاغَمَةً
لِمَا کَانَ تَمَالَئَ عَلیهِ کُفَّارُ قُرَیْشٍ لَمَّا کَتَبُوا الصَّحیفَةِ مِنْ مُصَارَمَةِ بَنی هَاشِمِ وَ بَنِی المُطَّلِبِ حَتَّی یُسَلَّمُوا إلیهِمْ رَسُولَ اللَهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم.
- «البدایة و النهایة» ج ٥، ص ٢٠٥، و نیز در ص ١٩٩.
