
امام شناسی ج6
جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ • بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری • دست استعمار در احیای آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمیباشد • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غربگرائی است • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي
امام شناسی ج6
220حضرت رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم به همگى آنها فرمود: لاَ حَرَجَ، لاَ حَرَجَ1
امّا از عامّه، از «صحیح» مسلم، از عمرو بن العاصى، روایت شده است که گفت: رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم در حجّة الوداع در زمین منى بر روى راحلهاى وقوف داشت، که مردم از او مسئله مىپرسیدند.
مردى به حضور آن حضرت رسید و گفت: یا رسول الله! من نمىدانستم که محلّ شدن به واسطه سر تراشیدن نباید قبل از نحر شتر صورت گیرد، و من قبل از نحر، سر تراشیدهام، حضرت فرمود: اِذْبَحْ وَ لاَ حَرَجَ «اینک ذبح کن و حرجى بر تو نیست».
و پس از آن مرد دگرى آمد و گفت: یا رسول الله! نمىدانستم که رمى جمره باید قبل از نحر باشد، و من نحر کردهام، حضرت فرمود: إرْمِ وَ لاَ حَرَجَ!«اینک رمى کن و حرجى نیست».
و سپس مرد دگرى آمد و گفت: من إفاضه براى بیت اللَه الحرام به جهت طواف کردهام پیش از آنکه رمى کنم! حضرت فرمود: إرْمِ وَ لاَ حَرَجَ!
و رسول خدا از هیچ چیز که مقدّم، و یا مؤخّر داشته بودند، مورد پرسش قرار نگرفت، مگر آنکه گفت: إفعل و لا حرج، بجاى آور و حرجى نیست!2
دوّم روایتى است که أحمد بن عمر بن انس عذرى با سند متّصل خود از اُسَامَةُ بْنُ شَرِیک نقل مىکند و او گفت: من با رسول خدا در حجّة الوداع حاضر بودم که آن حضرت در حال خواندن خطبه بود، و مىگفت: اُمَّکَ وَ أبَاکَ وَ اُخْتَکَ وَأخَاکَ
ثُمَّ أدْنَاکَ أدْنَاکَ «بر تو باد که از مادرت و پدرت و خواهرت و برادرت و پس از آنها از افراد نزدیک به تو، و نزدیک به تو، حمایت و پاسدارى کنى»!
- «فروع کافى» ج ٤، کتاب حجّ، ص ٥٠٤، و «بحار الانوار» طبع کمپانى، ج ٦، ص ٦٦٢.
- «سیره حلبیّه» ج ٣، ص ٣٠٥، و «سنن بیهقى» ج ٥، ص ١٤١، و أیضا ص ١٤٢، و «البدایة و النهایة» ج ٥، ص ١٩٩.
