
امام شناسی ج6
جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ • بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری • دست استعمار در احیای آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمیباشد • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غربگرائی است • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي
امام شناسی ج6
217پس قول أقرب آنست که رسول اللَه نماز ظهر را در مکّه بجاى آورده و سپس به صوب منى رهسپار شدهاند.
باید دانست که حجّ هر گونه که باشد خواه حجّ تمتّع، و یا قران، و یا إفراد، دو طواف دارد یک طواف را طواف زیارت و یا إفاضه گویند، و آن أوّلین طوافى است که محرم به إحرام حجّ انجام مىدهد، خواه قبل از وقوف به عرفات باشد، همچون طوافِ قارِن و مفرد که چنانچه بخواهند، بعد از إحرام و دخول در مکّه مىتوانند انجام دهند، و رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم و أمیرالمؤمنین علیه السّلام که حجّشان حجّ قران بود، و با خود سوق هدى نموده بودند، و چون وارد مکّه شدند، در أوّلین وهله قبل از وقوف به عرفات، طواف را انجام دادند، و سعى را نیز انجام دادند.
و البتّه بعد از این طواف هم، سعى بین صفا و مروه را بجاى مىآورند.
و خواه بعد از وقوف به عرفات باشد، همچون متمتّع، و یا همچون قارن و مفردى که قبل از وقوف، طواف و سعى را انجام نداده باشد.
طواف دیگر، طوافى است که پس از إتمام أعمال انجام مىدهند، و آن را طواف نساء گویند. و در وجوب آن بین شیعه و سنى هیچگونه خلافى نیست.
این طواف جزء أعمال حجّ نیست، بلکه عملى است واجب و مستقلّ، جدا از أجزاء حجّ، و اگر کسى هم بجا نیاورد، در حجّ او إشکالى نخواهد بود، غایة الأمر عمل واجبى را ترک کرده، و أثر آن که حلّیّت نسوان است، مترتّب نشده است.
و علّت آنکه آن را طواف نساء گویند، به جهت آنست که اثر آن حلّیّت زنان و عقد آنها و شهود بر عقد آنهاست، در مقابل طواف إفاضه که جزء حجّ است و اثر آن حلّیّت طیب و عطر و استعمال بوى خوش است.
أهل تسنّن هم این طواف را واجب مىدانند، غایة الأمر نام آن را طواف وداع مىگویند. و أثر آن را هم حلّیّت زنان مىدانند، که بدون آن زنان به حرمت خود باقى هستند.
