
امام شناسی ج6
جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ • بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری • دست استعمار در احیای آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمیباشد • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غربگرائی است • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي
امام شناسی ج6
197در اینکه مراد از ذو القرنین کورش بوده است، اشکال و ایراد بسیار است، و بر فرض صحّت این معنى، فقط قرآن خصال ذو القرنین را ستوده است، امّا کجا از لزوم پیروى و متابعت او به عنوان پادشاه، ذکرى به میان آورده است؟ ایشان نشان دهند.
و عجیب اینست که خود ایشان در مقام استدلال که نمىتوان ذو القرنین اسکندر باشد، مىگویند چون او مرد ظالم بوده است، قرآن از او تعریف و تمجید نمىکند، آنگاه چگونه خودشان از بیان قرآن و از لسان أخبار، این بیانات را در لزوم پیروى از شاه و شاهنشاه و خاندان پهلوى دارند؟ گویا همه آنها مردم معصوم و طاهر و مطهّر و همچون فرشتگان سماوى بوده، و آیه تطهیر درباره آنان نازل شده است.
آنچه را که به رسول خدا نسبت مىدهند از اینکه فرموده است: وُلِدْتُ فی زَمَنِ الْمَلِکِ الْعَادِلِ حدیثى است ساختگى و مجعول، و در هیچیک از مجامیع شیعه و سنّى دیده نشده است. انو شیروان مرد ظالمى بوده است و پیامبر از او تعریف نمىکند. اینکه ایشان گفتهاند: «سخنى است مأثور و خبرى است مشهور که رسول خدا مکرّر در مکرّر در جمع صحابه به عظمت زمان ولادت خود به جهت انوشیروان اشاره مىفرماید» دروغ محض است.
شهرت این خبر از کجاست؟ و در کدام کتاب حدیث و یا فقه و یا رجال شهرت دارد؟ و یک بار هم در میان جمع صحابه نفرمودهاند، تا چه رسد به مکرّر در مکرّر.
گفتار فردوسى: «چه فرمان یزدان چه فرمان شاه» بر اساس مذهب زرتشتیان است که شاه را نماینده خدا مىدانند، به اسلام چه مربوط؟ و اسلام خود یزدان را که در مقابل أهرمن است، ردّ مىکند، و اعتقاد به او را شرک و ثنویّت مىداند، تا چه رسد به سایه یزدان و نماینده او.
فردوسى در مقابل این غلطکاریهائى که نموده است، و این خلط و
خبطهائى که آورده، در موقف عرصات قیامت در پیشگاه عدل پروردگار وقوف دارد، و باید از عهده برآید. این اشعارى که حقایق را کنار مىزند، و اطاعت سلطان و شاه و حاکم را هر چه باشد و هر که باشد به مردم تحمیل مىکند.
