اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج6

0
اعتقادات

جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است  • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ  •  بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری   •  دست استعمار در احیای ‌آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی  • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمی‌باشد  • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غرب‌گرائی است  • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است  • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی  • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي

امام شناسی ج6

194
  • اَلسُّلْطَانُ ظِلُّ اللَهِ فی الأرْضِ، یَأْوِی إلیهِ کُلُّ مَظْلُومٍ، که سعدى گرانمایه این حدیث را به نظم ترجمه نموده، و آمیختگى سایه را با صاحب سایه افزوده است:

  • پادشه سایه خدا باشد***سایه از ذات کى جدا باشد؟
  • اکنون در این جلسه مشترک پرشور و احساس که براى تجلیل از پنجاه سال شاهنشاهى پربرکت و افتخار پهلوى تشکیل یافته، و مقارن با میلاد مسعود سردودمان این شاهنشاهى مى‌باشد، با درود فراوان به روان پاک این شاهنشاه کبیر از خداى متعال مى‌خواهیم که به ما توفیق اطاعت و خدمت بیش از پیش به شاهنشاه آریا مهر را عطا فرماید. زنده باد شاهنشاه آریا مهر و شهبانوى گرامى و والا حضرت همایون ولایتعهد. جاوید ایران.» 

  • با دقّت در این سخنرانى ملاحظه مى‌شود که چگونه علاّمه وحیدى‌1 خود مسخ شده و حقایق را تحریف کرده است.

  • ما در اینجا به سخنان سایر گویندگان که سخنرانى کرده‌اند، و برداشتن حجاب و عفّت زنان، و یا تجلیل از فردوسى أفسانه‌ساز که او را سمبل ملّیّت و قومیّت قلمداد کرده، و در مقابل إسلام، به اسم مقابله با عرب، سردست بلند کرده، و در زیر مجسّمه او جمع شده و سینه مى‌زنند، و نظیر این گفتارها کارى نداریم، زیرا که این گویندگان: أفراد معلوم الحالى هستند که از دوران طفولیّت در همین مدارس استعمارى درس خوانده، و در نزد همین استادانى که روى خطّ مشى تعیین‌شده از خارج براى تضعیف اسلام، ملّیّت و قومیّت باستانى و ایرانى زردشتى را به رخ مى‌کشند، تعلیم دیده‌اند. فلهذا از شنیدن این سخنان مکرّره در مکرّره از اینها هیچ ترتیب اثرى نمى‌دهیم.

    1. علاّمه وحیدى فرزند آقا شیخ ابوالقاسم رئیس العلماء کرمانشاهى و از نوادگان مرحوم آیة اللَه آقا محمّد باقر وحید بهبهانى است. خود از طلاّب و فضلاء نجف اشرف و از شاگردان اساتید مبرّزى همچون آقا ضیاء الدّین عراقى است، گویند اجازات متعدّد اجتهاد از علماء دریافت نموده است، در سنه ١٣١٤ شمسى که به دستور رضا شاه مجالس میهمانى زن و مرد تشکیل مى‌شد، او و خانمش در کرمانشاه جزو مدعوّین بودند. میزبان منزل آقا سید اصغر شاه بود، و در حالى که رئیس نظمیّه و بسیارى از مدعوّین با خانم‌هایشان بدون حجاب در این منزل حضور پیدا کردند، علاّمه وحیدى که از علماء به شمار مى‌رفت، و به لباس روحانیّت و أهل علم ملبّس بود، با خانمش وارد شد. و یک قصیده طولانى در ذمّ حجاب که خود سروده بود و مطلع آن اینست: «به شرع أحمد مرسل حجاب لازم نیست» خودش قرائت کرد. و پس از آن شرحى در مدح پهلوى بیان کرد. و از آن پس به تهران آمد و عمامه و قبا و عبا را برداشت و فکل و کراوات و زنّار بست و ریش تراشید، و تا آخر عمر در کمک و مساعدت به خاندان پهلوى دریغ نکرد، و از آخوندهاى دربارى شد و سالها سناتور و وکیل بود تا بالأخره نتیجه وخامت اعمال او را در گرفت و صاعقه الهى بر سرش فرود آمد. ﴿وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِما صَنَعُوا قارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِنْ دارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَهِ إِنَّ اللَهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ﴾ (آیه ٣١، از سوره ١٣: رعد) وحیدى در مدت پنجاه سال حکومت جابرانه خوش رقصى‌هاى بسیار کرد، و دین و مذهب و شرف را به دنیا فروخت، و از زمره گدایان و خوشه‌چینان سفره خونین حکّام جور درآمد، تا بالأخره حسرت زده در مقابل تیر غیب الهى قرار گرفت ﴿خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ﴾ یکباره سرازیر در دوزخ شد و با موالیان خود محشور شد، ﴿المنافقون و المنافقات بعضهم من بعض﴾ این سزاى دنیوى است ببین تا جزاى اخروى چه باشد «وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ إلاّ الْمَوْتُ لَکَفَى، کَیْفَ وَ مَا بَعْدُ الْمَوتِ أعْظَمُ وَ أدْهَى».