
امام شناسی ج6
جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ • بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری • دست استعمار در احیای آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمیباشد • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غربگرائی است • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي
امام شناسی ج6
192﴿وَ يَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْراً﴾ و نام گزارى کورش کبیر به ذو القرنین از لطائف معجزات قرآن مبین است، که پس از پژوهشهاى دقیق علمى معلوم شد که دو طرف کلاه این شاهنشاه دو برآمدگى داشته است، و به این مناسبت قرآن کریم از این شهریار گرانقدر به نام ذو القرنین یاد فرموده است»
سپس براى دفع اینکه مقصود از ذو القرنین اسکندر است، مىگوید: «اسکندر مرد ظالم و سفّاکى بوده است و قرآن کریم هیچگاه مدح مرد ظالم را نمىکند».
و سپس مىگوید: «مفاد آیات دیگر هم نمایانگر پندار و رفتار این شاهنشاه دادگستر است».
و مىگوید: «اکنون به ذکر عظمت پادشاه و اعتقاد به رژیم سلطنت مىپردازم: در خبر است که خداى جلیل به إبراهیم خلیل خطاب فرمود: اى إبراهیم! تو مظهر آگاهى مائى و پادشاه مظهر شاهىّ ما. و از این خبر چنین استفاده مىشود که مقام شامخ سلطنت همیشه مورد عنایت خاصّ الهى بوده و هست.
اشاره به مضمون این خبر است که جلال الدّین مولوى مىگوید که: «پادشاهان مظهر شاهىّ حقّ». و سنّت رسول مکرّم هم مؤیّد این خبر مىباشد. سخنى است مأثور و خبر است مشهور که نبىّ اکرم صلّى اللَه علیه و آله و سلّم مکرّر در مکرّر در جمع صحابه بر عظمت زمان ولادت خود اشاره مىفرماید: وُلِدْتُ فی زَمَنِ الْمَلِکِ الْعَادِلِ (در زمان پادشاه عادل متولّد شدهام) که ضمنا پیغمبر گرامى با نهایت صراحت از شاهنشاه ایران انوشیروان تجلیل مىفرماید.
امّا حدیث دیگر که با کمال وضوح اطاعت از پادشاه را واجب مىداند، و بهتر است قبلا مرجع حدیث را ذکر نموده، و سپس به بیان آن بپردازیم، تا تصوّر نرود: گفته منظور مستند و مأثور نیست. مأخذ خبر کتاب معتبر و بزرگ دانشمند عالم اسلام شیخ صدوق مىباشد، در کتاب «أمالى» است: لاَ تُذِلُّوا رِقَابَکُمْ بِتَرْکِ
طَاعَةِ السُّلْطَانِ! تا اینکه میفرماید: وَ إنَّ صَلاَحَکُمْ فی صَلاَحِ سُلْطَانِکُمْ وَ إنَّ السُّلْطَانَ بِمَنْزِلَةِ الْوَالِدِ الرَّحِیِم؛ فَأحِبُّوا لَهُ مَا تُحِبُّونَ لأنْفُسِکُمْ وَ اکْرَهُوا لَهُ مَا تَکْرَهُونَ لأنْفُسِکُمْ. «خودتان را به سبب ترک اطاعت از پادشاه خوار و سرافکنده نکنید! صلاح شما در صلاحدید پادشاه است! پادشاه به منزله پدر مهربان است، پس دوست بدارید براى او آنچه را که براى خودتان دوست مىدارید! و کراهت داشته باشید براى او آنچه را که براى خود کراهت دارید»!
