
امام شناسی ج6
جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ • بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری • دست استعمار در احیای آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمیباشد • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غربگرائی است • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي
امام شناسی ج6
182و با این پنج روز، سال سیصد و شصت و پنج روز مىشد، و هر چهار سال یک سال را کبیسه مىکردند، و سیصد و شصت و شش روز مىگرفتند، و باز براى حساب دقیقتر، کبیسه دوّم گرفته و هر سى و سه سال یکبار سال کبیسه را سال پنجم قرار مىدادند، یعنى بعد از سال ٢٩ و ٣٠ و ٣١ که مىباید سال سى و دوم را کبیسه بگیرند، یک سال عقب انداخته و سال ٣٣ را کبیسه مىکردند1.
با این حساب سالهاى شمسى تا شش هزار سال فقط یک روز عقب مىافتد.
سلطان ملکشاه سلجوقى این تقویم را تنظیم و ابتداى سال را نیز مبدأ جلوس خود به تخت سلطنت قرار داد. و تاریخ هجرى را نادیده گرفت. و این تقویم را مىخواست رائج کند.
ولى به علّت تغییر مبدأ تاریخ از هجرت به جلوس بر تخت سلطنت خویش، مردم نپذیرفتند، و در ایران این تقویم رائج نشد، ولى از جهت محاسبه دقیق است.
حال اگر شش ماه أوّل را سى و یک روز، و شش ماه دوّم را سى روز، و روزهاى إسفند را بیست و نه روز قرار دهیم، و هر چهار سال یک بار کبیسه کنیم، و هر سى و سه سال یکبار کبیسه دوّم بگیریم، در تعداد روزهاى سال مجموعا تغییرى پیدا نمىشود، و سال هم به عقب نمىافتد، یعنى از نقطه نظر محتوا طبق تقویم
ملکشاه است، و از نظر تعداد روزهاى هر ماه بخصوصه، با آن تفاوت دارد، و این امر مهمّى نیست.
- و این بدین طریق بود که طبق محاسبات خیّام باید در هر ٣٣ سال ٨ سال را کبیسه نمود تا اختلافى پیدا نشود. لهذا بنابر این گذارد که در هر ٤ سال یک سال را کبیسه کنند، و در رأس آخر که سال سى و سوّم است کبیسه را در رأس سال پنجم که سى و سوّمین سال است قرار دهند، و بنابراین در دوره آخر چهار سال ساده و سال پنجم کبیسه خواهد بود.
