
امام شناسی ج6
جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ • بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری • دست استعمار در احیای آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمیباشد • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غربگرائی است • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي
امام شناسی ج6
175ایرانیان را دعوت به آداب و رسوم زردشتى و إحیاء زند و اوستا، و تعریف و تمجید بىحدّ و حساب از شاهنامه فردوسى، و بیان افسانههاى کورش و داریوش و سیروس و رستم زال نمودند.
ما با چشم خود مىدیدیم که در شب چهارشنبه سورى از روى آتش مىپریدند، و نوروز و مهرجان را محترم مىشمردند، و روز سیزده را نحس و سیزده بدر مىرفتند، و هزاران قصّه و افسانههاى سرگرم کننده دیگر که جزو دستورات سیاسى طبقه حاکمه بود، که با مصارف هنگفتى مىباید در این کشور اجرا گردد.
لغت قرآن را که زبان أوّل هر مسلمان است لغت أجنبى خواندند، و تعلیم و تدریس لغت و زبان و دستور عربى را در مدارس به سر حدّى تنزّل دادند که در حکم عدم بود، ولى لغات أجنبى و لغات غیر مأنوسهاى را از کتاب اوستا مىیافتند و با هزار برهان و دلیل مىخواستند به جاى آن لغات مأنوس و شیرین عربى به کار برند. و براى وزارت معارف، فرهنگستان تشکیل دادند، و در آن جز این روش اسلام زدائى و غرب گرائى چیز دیگر ملموس نبود.
در هر یک از کشورهاى اسلامى به مناسبت سوابق تاریخى قبل از اسلام آن، همین برنامه را إجرا کردند. در ایران به نام پان ایرانیزم و در کشورهاى عرب به نام پان عربیزم، و نعره العُرُوبَة، و در ترکیه به نام پان ترکیزم، و در هند و پاکستان به نام پان هندوئیزم و بالأخره در هر محدوده و محیط کوچکى هم که بود همچون سواحل خلیج فارس و شیخنشینهاى قَطَر و قَطِیف و أَبوظَبِى و غیرها هى استقلال دادند، و بر روى آن یک پان گذاردند.
بارى این کشورها را که تجزیه مىکردند و استقلال مىدادند، استقلال نبود، بلکه در محدوده ضعیف خود به حال نیمه جان زندگى کردن، و در تحت الحمایة و مستعمره بودن آنها بود.
از مهمترین چیزهائى را که موفّق شدند بردارند، تاریخ قمرى اسلامى بود که ظاهرا در غیر از عربستان سعودى از همه جا برداشتند. به عنوان نداى اتّحاد بین المللى، و لزوم رابطه با تاریخ کشورهاى صنعتى و تجارتى و براى روابط سیاسى، تاریخ قمرى اسلامى را منسوخ، و به جاى آن تاریخ شمسى، آنهم با مبدأ میلاد حضرت مسیح قرار دادند. تاریخ رسمى کشورهاى مسلمانان مسیحى شد، و دیگر نه از هجرت رسول اللَه چیزى به گوش مردم مىرسید، و نه از ماه محرّم و صفر.
