اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج6

0
اعتقادات

جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است  • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ  •  بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری   •  دست استعمار در احیای ‌آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی  • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمی‌باشد  • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غرب‌گرائی است  • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است  • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی  • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي

امام شناسی ج6

173
  • دشمنان اسلام در این چند قرن أخیر خوب دانستند که یگانه راه و وسیله غلبه بر مسلمانان، و از بین بردن کیان عقیدتى و فرهنگى آنان، براى راه پیدا کردن براى منافع مادّى و استثمار و استعباد آنها، ایجاد تشتّت و جدائى در آداب و رسوم و تجزیه أوطان و درهم شکستگى هر چه بیشتر در أرکان وحدت آنها مى‌باشد، فلهذا با تمام قوا مساعى خود را براى درهم ریختن مسلمین به کار بستند، و در سالیان متمادى با نقشه‌هاى مزوّرانه، آنها را پاره پاره، و فرهنگ و پایه‌هاى آداب و اخلاق و علوم آنان را یکى پس از دیگرى منهدم و واژگون نمودند.

  • مرحوم والد ما: آیة اللَه حاج سیّد محمّد صادق حسینى طهرانى رضوان اللَه علیه مى‌فرمود: چون اسکندر سلوکى بر مشرق زمین مسلّط شد، و یکسره همه کشورها را فتح کرد، و تا هند پیش راند، براى استاد خود: أرسطو نوشت: من بر همه ممالک شرق استیلا یافتم. اینک چه کنم که آنها در دست من باقى بماند؟! 

  • أرَسطو در پاسخ او چنین نوشت: این کشورهاى گسترده مفتوحه را به کشورهاى کوچک کوچک تقسیم کن! و براى هر یک از آنها یک شاه و حاکم قرار بده! و خودت را حاکم بر همه و شاه شاهان بخوان! در این صورت همه آنها مطیع و منقاد تو خواهند بود، و از ترس حفظ تاج و موقعیت خود بر تو نمى‌شورند، و علم مخالفت بر پا نمى‌کنند، و همیشه کشورهاى تو آباد و در راه حفظ منافع تو کوشا خواهند بود، و اگر أحیانا یکى از آنها به خلاف برخاست، با این قدرت محیطه خود، فورا او را سرکوب مى‌کنى و غائله را مى‌خوابانى! 

  • ولى اگر بنا بشود خودت بدون واسطه بخواهى بر آنها حکومت کنى! و یا همه آن کشورها را به دست یک تن بسپارى! بیم آن مى‌رود که کم کم قوّت گیرند، و با یکدیگر دست به دست هم داده و بر تو بشورند، و آن یک تن گرچه از أخصّ خواصّ تو باشد، بر تو یاغى شود، و به داعیه سلطنت قیام کند، و در این صورت شکست‌

  • خواهى خورد، و همه این سرزمین‌ها را از دست خواهى داد!