
امام شناسی ج6
جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ • بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری • دست استعمار در احیای آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمیباشد • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غربگرائی است • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي
امام شناسی ج6
169و از جمله آیات آیه ١٨٩ از سوره ٢: بقره است:
﴿يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَواقِيتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِ﴾.
«اى پیامبر از تو درباره علّت اشکال مختلف هلال (که به أطوار گوناگون بر فراز آسمان پدیدار مىشود) چون بپرسند (در پاسخ) بگو این اختلاف أشکال ماه را خداوند به جهت تعیین اوقات مردم و تاریخ آنها و براى أمر حجّ قرار داده است.»
ماههاى قمرى را به شمسى تبدیل کردن، نسىء است، یعنى تأخیر انداختن أعمال از زمان مقرّر خود، و این همان است که در قرآن کریم آن را موجب زیادى کفر به شمار آورده است، و از کلمات روشن و جالب رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم در خطبهاى که در منى ایراد کردند همین نکته است که ماههاى قمرى را که بر اساس سنّت إبراهیم خلیل و اسماعیل ذبیح علیهما السّلام قرار داده شده بود، و در زمان جاهلیّت به ماههاى شمسى تبدیل کرده بودند، آن حضرت به همان ماههاى قمرى برگردانیده، و جهارا على رؤوس الأشهاد اعلان فرمود که این حجّ، حجّ صحیح است که در زمان خود واقع شده، و در اثر گردش زمان دوباره این حجّ در موضع خود قرار گرفته است. و این حجّ را حِجَّةُ الإسلام گویند، زیرا که طبق قانون اسلام در جاى خود قرار گرفت و در ماه ذوالحجّه که ماه حجّ واقعى است واقع شد.
در «سیره حلبیّه» آورده است که: یُقَالُ لَهَا حِجَّةُالإسْلاَمِ، قِیلَ لإخْرَاج الْکُفَّارِ الْحَجَّ عَنْ وَقْتِهِ لأنَّ أهْلَ الْجَاهِلیَّةِ کَانُوا یُؤَخِّرُونَ الْحَجِّ فی کُلِّ عَامٍ أحَدَ عَشَرَ یَوْماً حَتَّی یَدُورَ الزَّمَانُ إلی ثَلاَثٍ وَ ثَلاثِینَ سَنَةً فَیَعُودُ إلی وَقْتِهِ وَ لِذَلِکَ قَالَ علیه السّلام فی هَذِهِ الْحِجَّةِ: إنَّ الزَّمَانَ قَدِ اسْتَدَارَ کَهَیْئَتِهِ یَوْمَ خَلَقَ اللَهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأرْضَ، فَإنَّ هَذِهِ الْحِجَّةَ کَانَتْ فی السَّنَةِ الَّتِی عَادَ فیهَا الْحَجُّ إلی وَقْتِهِ وَ کَانَتْ سَنةَ عَشر.1
«یعنى به حجّى که رسول خدا به جاى آوردند، حجّة الإسلام گویند به جهت
آنکه آن حجّ در زمان خود واقع شد، و طبق آئین اسلام بود، چون کفّار قریش حجّ را از وقتش به تأخیر مىانداختند، و در هر سال حجّى را که انجام مىدادهاند، یازده روز دیرتر از موقع انجام آن در سال قبل بود، و پیوسته به این کار مبادرت مىکردند، تا در زمان رسول خدا که سى و سه سال از وقت حجّ واقعى گذشته بود، و زمان حجّ به وقت أصلى خود بازگشته بود، رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم در خطبه فرمود: اینک زمان دور زده است، و رسیده است به همان وضعى که خداوند آسمانها و زمین را آفرید، چون آن حجّ در سال دهم از هجرت بود، و آن رأس سى و سوّمین سال از تغییر بود.»2
- «سیره حلبیّه» ج ٣، ص ٢٨٩.
- «السیرة الحلبیّة» ج ٣، ص ٢٨٩.
